یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389

قدرت و اهميت رسانه ها در جهان امروزي(مدیر مسئول)

مطالب شماره دوم هفته نامه انتخاب مردم


(سخن نخست)قدرت و اهميت رسانه ها در جهان امروزي

دنياي امروز را دهكده جهاني ميگويند،‌اصطلاح دهكده جهاني برايند ارتباطات بيش از حد وسيع و گسترده ميان انسانهاي امروزي است كه از مجرا هاي مختلف تأمين ميگردد. رسانه ها به عنوان يك بخش عمده تأمين كننده و تأثير گذار بر ارتباطات ميان انسانها از جايگاه رفيع و پر اهميت بر خوردار است. ظهور و اختراع صنعت چاپ تحول بزرگي را در زندگي بشر به ميان آورد كه به زود ترين فرصت منجر به اصلاحات ديني در دنياي غرب و دين مسحيت كه در آن زمان كاملاً منحرف شده بود و مسئولين كليسا ها با تفسيري خاص كه خودشان داشتند آزادي فكر، انديشه و بيان را جرم پنداشته و هركس خلاف نظر آنها چيزي ميگفت به دادگاه تفتيش عقايد       (انگزاسيون) معرفي ميگرديد و با سرنوشت تلخ روبرو ميشد، گرديد. به همين ترتيب اختراع صنعت چاپ در زمينه احياي علوم با ايجاد سهولت چاپ كتابها و توجه جدي به دست آورد هاي فرهنگي و هنري گذشته و موج آزاد منشي در دنياي غرب و بعد از آن در بقيه نقاط جهان نقش محوري را بازي كرد.

يكي از پيامد هاي بسيار طبيعي اختراع چاپ، رسانه هاي چاپي مثل روز نامه، هفته نامه، ماهنامه، سالنامه، گاهنامه و ... بود كه در جهان امروزي از يك طرف تبديل شده به قالب هاي پيكار و مبارزه و زبان گفتگو بر اساس استدلال، منطق و نقد بين گروها، نهاد ها، جريانات و نحله هاي فكري متفاوت و از طرف ديگر در بازتاب و انعكاس اطلاعات و اخباري كه بدست ما ميرسد در سطح جهاني، منطقه اي و داخلي و شكل بندي آنها سهم فعال دارند، از جانبي هم در انعكاس و رساندن نيازها، دردها و رنج هاي شهروندان و اتباع كشور براي دولت و بصورت خاص حكومت ها نقش فوق العاده مهم داشته و باعث ميشود تا حكومت ها را متوجه مسئوليت ها، كاستي ها و نا هنجاري هاي كه نبايد حكومت در برابر آنها بي تفاوت باشد بسازند و هم چنان كارها وفعاليت هاي مثبت و مؤثر كه براي منفعت جمعي انجام ميگيرند به اطلاع همگان برسانند، در حقيقت رسانه ها در جهان امروز بدون توجه به رسانه هاي خاص با جهت گيري هاي مشخص به آينه اي مانند است كه تمام خوبي ها و زشتي ها را به نمايش ميگذارند تا در امر بهبودي و بهزيستي مردم كمكي كرده باشند، اين مهم ميسر نيست مگر اينكه مردم آگاه باشند و از تمام مسايل خبر داشته باشند تا بتوانند در مورد مسايل زمانه خود درست قضاوت كنند و در زمينه قضاوت با توجه به آگاهي از توان مندي لازم و بالا بر خوردار باشند، قابل ذكر است كه رسانه ها تنها به هدف آگاه كردن مردم و تريبون آزاد براي مباحثه ايجاد و تداوم نمي يابد بلكه با توجه به پيچيدگي هاي روز افزون امروزي در روابط قدرت بايد از موشكافي در مسايل، بخصوص در عملكرد قدرت و حكومت ها بر خوردار باشند تا از يك طرف بتوانند مردم را در جريان واقعي مسايل قرار دهند و از طرف ديگر زمينه اتهام و سوء استفاده بوجود نيايد.

هفته نامه انتخاب مردم با توجه به اهميت كه رسانه ها در زندگي مردم در جهان امروزي دارند اميدوار است كه بتوانند از يكطرف پل باشد بين بخش اعظم از مردم و دولت و بطور خاص حكومت و نياز ها، درد ها، مشكلات و مصائيب مردم را انعكاس دهند و به گوش مسئولين حكومت و امور برسانند و هم چنان كاستي ها و نواقص كه در كار حكومت و به خصوص واحد هاي اداري ولايت غزني و خاصتاً ولسوالي ناهور وجود دارد و يا به وجود مي آيد، بيان نمايند. در ضمن فضايي باشند كه در آن علما، روشن فكران، آگاهان و نخبگان از جاهاي مختلف در مورد مسايل مورد نظر شان به گفتگو، نقد، تحليل و بررسي بپردازند. بدون شك رعايت احترام متقابل، دوري از توهين و تحقير و اتهام اصولي است كه هفته نامه سخت بدانها پا بند است و براي هيچ كس مجال و اجازه چنين كارهاي را نخواهند داد. ايجاد زمينه و فضا براي آن عده از استادان و شاگردان مدارس و مكاتب كه علاقه مندي خاص به نويسندگي دارند نيز عمده ترين موضوعي بوده كه در نهايت منجر به انتشار هفته نامه انتخاب مردم گرديده است تا از يكطرف آنها مستقيماً به نويسندگي تشويق گردد و از طرف ديگر چون نويسندگي بدون مطالعه امكان پذير نيست بدون شك به شكل غير مستقيم به مطالعه، پژوهش و تحقيق نيز ترغيب خواهند شد.

از آنجاييكه در آستانه انتخابات پارلماني قرار داريم و رسانه ها در موقع انتخابات ميتوانند نقش اساسي خود را ايفا كنند، جاي بحث نيست كه اين موضوع هم يكي از دغدغه هاي انتشار هفته نامه ميباشد، ما باور داريم كه شركت مردم در انتخابات به مفهوم سهم گرفتن آنها در تغيير سرنوشت شان به حساب مي آيند، بناً بايد با دقت و بررسي خاص و حساسيت كامل و با توجه به وحدت و همبستگي كه ميتوانند ضامن حفظ عزت و اقتدار ملت ما باشد با آن بر خورد صورت گيرد. در نهايت قابل ياد آوري ميدانيم كه بدون شك هفته نامه خالي از عيب و نقص نيست ولي مهم اين است كه ما سخت انتقاد پذيريم و اصلاح را در نقد مي بينيم لذا منتظر انتقادات، پيشنهادات، نظرات، مقالات،‌اشعار، داستان و مطالب ارزنده شما هستيم.

در مورد اصول و قواعد كه هفته نامه انتخاب مردم به عنوان اصول رفتار در نظر دارد در شماره هاي بعدي به تفصيل پرداخته خواهد شد. ولي آنچه كه بطور مختصر بايد گفت اسلام به عنوان كاملترين و آخرين پيام الهي و قانون اساسي كشور و قانون رسانه هاي همگاني چهار چوب فعاليت هاي ما خواهند بود.

پي نوشته ها:

1-اصول روزنامه نگاري 1922.

2- عالم، عبدالرحمن، بنياد هاي علم سياست، نشر ني، چاپ سيزدهم 1384.

3- گيدنز، آنتوني، منوچهر صبوري، جامعه شناسي سياسي، چاپ الوان، چاپ بيستم 1386 تهران.

 

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 20:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

کمیسیون حقوق بشر افغانستان خبرنگاران برگزیده سال را معرفی کرد

کمیسیون حقوق بشر افغانستان خبرنگاران برگزیده سال را معرفی کرد

 

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان دو خبرنگار و یک نهاد ادبی را به دلیل فعالیت های رسانه ای شان در عرصه مسائل حقوق بشری ستایش کرده است.

محمد رضایی خبرنگار بی بی سی و عبدالاحد رود وال، خبرنگار رادیوی محلی صدای پکتیا، در جنوب شرق افغانستان و "انجمن ادبی هرات"، برگزیدگان سال ۱۳۸۸ کمیسیون حقوق بشر هستند.

این کمیسیون در لوح ویژه ای که به مناسبت هشتمین سالگردش به آقای رضایی اهدا کرده از او برای تلاش هایش در عرصه "حمایت و گسترش" حقوق بشر ستایش کرده است.

محمد موسی محمودی، رئیس اجرایی کمیسیون حقوق بشر گفت: "آقای رضایی همکار بسیار خوب ما بوده است. ایشان از لحاظ پوشش اخبار و مسائل حقوق بشری از خود شایستگی نشان داده است و به همین خاطر به درخواست دفتر منطقه ای کمیسیون حقوق بشر در بامیان به عنوان فرد شایسته از لحاظ خدمت، حمایت و توسعه حقوق بشر در کشور شناخته شد."

محمد رضایی خبرنگار بی بی سی مستقر در غزنی، از شهرهای مرکزی افغانستان است که اخبار مربوط به مناطق مرکزی این کشور را از طریق رادیو و سایت فارسی بی بی سی پوشش می دهد.

مقامهای کمیسیون حقوق بشر گفته اند که آقای رضایی مسائل حقوق بشری، به ویژه مسائل حوزه حقوق زنان و کودکان را در "شرایط دشوار" و از "مناطق دور دست" گزارش داده است.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان عبدالاحد رود وال را به دلیل پخش بیش از ۲۰ برنامه رادیویی در "شرایط دشوار" و "انجمن ادبی هرات" را به دلیل انتشار دهها مقاله تحقیقی در عرصه حقوق بشر ستایش کرده است.

کمیسیون حقوق بشر لوح ویژه تقدیر از انجمن ادبی هرات را به مسعود رجایی، رئیس این انجمن داده و مقامات کمیسیون گفته اند که مجموعه مقالات حقوق بشری این انجمن را به صورت کتاب منتشر خواهند کرد.

این نخستین بار است که کمیسیون حقوق بشر افغانستان روزنامه نگاران را برای کارهای رسانه‌ای‌شان در زمینه حقوق بشر بر می گزیند. پیش از این کمیسیون حقوق بشر فعالان حرفه ای حقوق  بشر را در مواردی برگزیده بود.

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:45 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

پارلمان را

پارلمان را بشناسیم

محمد میرزایی

كشور عزيز ما افغانستان بعد از گذشت بيش از سه دهه تغييرات و تحولات گوناگون در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، قانونگذاري و غيره در 18 ميزان سال 1384شاهد نقطه اي عطف در تاريخ خود بود. در آن روز آنچنان كه همه ميدانند در حدود بيش از ده مليون جمعيت اين كشور كه كارت راي دهي داشتند در داخل وخارج كشور به پاي صندوق هاي راي رفتند كه نتيجه آن راي گيري آزاد مستقيم و سري بوجود آمدن و به برگ و بار نشستن مجلس نمايندگان يا به عبارت ديگر دستگاه قانون گذاري در كشور بود كه اكنون يك دوره آن به پايان رسيده است.

اما آنچه قابل تأمل بود و فعلاً هم در باره آن فكر كردن و حساس بودن به خاطر آينده ها لازمي و ضروري به نظر ميرسد موضوع درك درست از دستگاه قانون گذاري يا پارلمان   مي باشد كه متأسفانه مردم ما اكثراً به خاطر سال هاي جنگ و شرايط ناگوار موجود در كشور قبل از انتخابات سال1384 يا هيچ تصوري از اين دستگاه نداشتند و يا هم درك و معلومات آنها خيلي پائين بوده، بگونه اي كه خيلي از هموطنان ما به خاطر برآورده شدن آروزهاي براي راي دادن آماده شده بودند كه بر آورده شدن آنها در توان و از صلاحيت هاي مجلس نمايندگان بحساب نمي آمد بطور مثال بعضي ها به اميد آباد شدن سرك هاي شان توسط مجلس نمايندگان راي خود را به صندوق ريختند.

البته بايد تذكر داد كه اين موضوعات به طور غير مستقيم به قوه مقننه ارتباط ميگيرند اما وظيفه اصلي و اساسي يا كار ويژه آنرا قانون گذاري تشكيل ميدهد كه مردم ما در اين مورد يا هيچ نميدانستند و يا خيلي كم آگاهي داشتند. با توجه به اين مقدمه كوتاه ما در پي آنيم كه در حد توان دستگاه قانون گذاري را به معرفي بگيريم تا واضح گردد. كه تعريف اين نهاد چيست؟ كار ويژه آنرا چه تشكيل ميدهد؟ متشكل از چند مجلس است و اعضاي اين مجالس بر چه اساسي انتخاب ميگردد؟ ارتباط آن با دو قوه ديگر بر اساس كدام سند استوار است؟ مجلس قانون گذاري داراي چه صلاحيت هاي ميباشد، طرز كار و سازمان داخلي آن به چه ترتيب و بر چه اساسي معين ميگردد؟

جواب اين سوال ها را با توجه به معيار هاي كلي اصول و قواعد عمومي كه در حقوق اساسي مطرح است با توجه به  قانون اساسي كشور و نظامنامه داخلي پارلمان به برسي ميگيريم. نا گفته نبايد گذاشت كه اين موضوعات خيلي سنگين است بناً اين نوشته داراي نواقص و كمبودي هاي زيادي خواهد بود اما با آن هم به گفته شاعر: آب دريا را اگر نتوانست كشيد     پس به قدري تشنگي بايد چشيد.

علما و انديشمندان بدين باورند كه نمي توانيم يك تعريف درست و جامع از قوه مقننه يا پارلمان ارائه كنيم بلكه بيشتر تكيه و توجه آنها بر وظيفه قانون گذاري و تمايز آن از وظيفه اجرا و قضاوت ميباشند، بدين اساس قوه مقننه در يك ديد كلي ساز و كاري است كه قواعد كلي، شامل و لازم الاجرا را وضع مينمايد. نتيجه چنين بدست مي آيد آن دستگاهي كه وظيفه قانون گذاري را بر عهده دارد عبارت از قوه مقننه ميباشد. اگر دقت كنيم اين تعريف يك تصوير درست از قوه مقننه منعكس ساخته نمي تواند زيرا قوانين از لحاظ مرجعي كه آنرا به وجود مي آورند متفاوت است. معمولاً قانون اساسي از طرف يك مجلس ويژه به نام مجلس موسسان كه در افغانستان(لويه جرگه) اسم گرفته بوجود مي آيد، قوانين عادي توسط دستگاهي غير از مجلس موسسان تصويب ميگردد و مقررات و لوايح كه نيز به مفهوم عام قانون شريك است از طرف ارگانهايي اجراي تهيه و تنظيم ميگردد. ديديم كه در بوجود آوردن قانون نهاد هاي مختلف با تشكيلات و صلاحيت هاي متفاوت زيدخل است. بناً براي مشخص شدن دستگاه قانون گذاري مراجعه ميكنيم به قانون اساسي كشور خود كه در آن از قانون چه تعريفي به عمل آمده و هدف از قوه مقننه كدام نهاد است. قانون اساسي افغانستان در ماده نود چهارم خود قانون را چنين تعريف مينمايد" قانون عبارت است از مصوبه هر دو مجلس شوراي ملي كه به توشيح رئيس جمهور رسيده باشد" از اين ماده در ميابيم كه در اين جا هدف از قانون و دستگاه بوجود آورنده آن، به آن مفهوم كلي و عام نيست بلكه هدف از دستگاه قانون گذاري مشخصاً شوراي ملي يا پارلمان است و قانون مصوباتي است كه همين شورا به تصويب ميرساند و توسط رئيس جمهور توشيح ميگردد. مواد81 و 82 قانون اساسي شوراي ملي را متشكل از دو مجلس نمايندگان(ولسي جرگه) و مجلس بزرگان يا سنا( مشرانو جرگه) به عنوان عاليترين ارگان تقنيني كه مظهر اراده مردم و نمايندهْ قاطبه ملت است معرفي مينمايد. از آنچه تا حال گفته آمديم تا حدي روشن شد كه كار ويژه قوه مقننه را قانون گذاري تشكيل ميدهد، آنگونه كه در ماده 94 قانون اساسي تذكر داده شده است، البته كار ويژه ديگر قوه مقننه در عصر حاضر نظارت آن بر اعمال قوه مجريه است كه در بحث صلاحيت هاي شوراي ملي بدان پرداخته خواهد شد.

آنگونه كه در فوق تذكر رفت شوراي ملي متشكل از دو مجلس است، حال ميپردازيم به اينكه چرا دو مجلس و تفاوت هاي اين دو مجلس چيست؟ پس از جنبش هاي آزادي خواهي و گرايش كشور هاي جهان به سوي قانون اساسي نوشته شده و مدون در خصوص اينكه قوه قانونگذاري دو مجلسي، سه مجلسي و يا يك مجلسي باشد بحث و جدال هاي زيادي صورت گرفته و طرفداران هر دو نظام (دومجلسي و تك مجلسي) براي اثبات حقانيت ادعا و نظر خود به استدلال هاي تاريخي و نظري زيادي پرداخته اند ولي در اكثر كشور هاي دنيا تئوري نظام دو مجلسي به عنوان يك اصل پذيرفته شده و مجالس قانون گذاري متشكل از دو مجلس بوجود آمده اند كه افغانستان نيز ازجمله همين كشورها ميباشد. در رابطه با اينكه اين مجالس هر دو انتخابي باشد يا نباشد و يا به چه شكل اكثر قانون نويسان، انديشمندان و نهاد هاي سياسي مثل احزاب و گروهاي سياسي در انتخابي بودن مجلس اول( مجلس نمايندگان) كه در قانون اساسي ما ولسي جرگه نام نهاده شده اتفاق نظر دارند.

( ادامه دارد)

 

پي نوشته ها:

1-ابوالحمد،‌ عبدالحميد، مباني سياست، جلد نخست، چاپ چهارم1368

2-  شعباني،‌قاسم، حقوق اساسي و ساختار حكومت جمهوري اسلامي ايران، نشر ميزان، چاپ دوازدهم1381

2- قاضي،‌ سيد ابوالفضل، باسيته هاي حقوق اساسي، نشر ميزان، چاپ بيست دوم1384

4-قاضي،‌ابوالفضل، حقوق اساسي و نهاد هاي سياسي،‌نشر ميزان1384

5-  قانون اساسي افغانستان مصوبه 6 دلو 1382 ه.ش

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

نگاهي به دور اول و دوم

نگاهي به دور اول و دوم انتخابات پارلمانی

عباس رستگار

چون سخن در باب انتخابات بسيار گفته اند. بناً به خاطر جلو گيري از تكرار مكررات لازم است از جاي شروع كنم كه بتوان طي چند پارا گراف بطور خلاصه بررسي و مطالعه شود بدون شك سوالاتي از اين دست در ذهن  شهر وندان ايجاد شده باشند كه آيا طي دو دوره انتخابات مجلس شوراي ملي مردم در كدام يك از اينها بهتر انتخاب نموده و مجلس شوراي ملي گذشته موفق تر بوده و خوب كارايي داشته و با مجلسي كه طي انتخابات سال جاري تشكيل ميشود اين سواليست كه نوشته حاضر از رهگذر اين سوال تجزيه و تحليل خواهد شد.

طبيعتاً و منطقا چنين بايد باشد نمايندگانيكه بر اساسي انتخابات سال جاري كرسي هاي شوراي ملي را از آن خود ميكنند از اهليت و شايستگي بهتر و از توانايي بيشتري در اين عرصه بر خور دار باشند چون به اساس تجربه گذشته اين بار انتخاب دقيق تر و بهتر مردم نمايندگان شايسته تري به مجلس روانه خواهند كرد. اما در ادامه بحث در طي يك برسي مقايسوي بين اين دو مجلس نظر خود را در رابطه با موفقيت و عدم موفقيت و كارايي هر يك از اين دو خواهيم گفت. در دوره اول انتخابات كه پس از چند دهه اولين تجربه دموكراسي براي مردم افغانستان بود مفهوم انتخابات كه يكي از شاخصه هاي اصلي حكومت دموكراتيك است تا حدودي براي مردم ما نا آشنا بود چون منشأ هر رفتار اجتماعي وابسته به فرهنگ و شرايط خاص همان جامعه است كه در يك شرايط و محيط خاص شكل ميگيرد انتخابات بر خواسته از درون فرهنگ دموكراتيك غرب است. حق رأي، انتخاب كردن و انتخاب شدن واژگاني است كه از متن فرهنگ غرب تحت شرايط خاصي بوجود آمده است اينكه چرا و چگونه و تحت چه شرايطي به مرحله تكامل امروزي رسيده بحثي است كه از حوصله اين مقاله خارج است ولي بطور خلاصه ميتوان گفت معيار هاي انتخاب كردن و انتخاب شدن در غرب مبتني بر روابط ارگانيكي جامعه بوده و بر اساس لياقت، شايستگي و كار آيي استوار است نه بر اساس روابط خوني و ميكانيكي.

وقتيكه همين رفتار و فرهنگ از غرب بدون هيچ گونه پيش زمينه اي  و به صورت نا گهاني وارد فرهنگ و رفتار جامعه ما ميشود در قالب رفتار و فرهنگ خاص ما جاي گرفته و با توجه به باورها و عقائيد ما مفهوم اصلي خود را از دست داده و از نظر و عينك مردم، تغيير و تبين ميشود چون فرهنگ و باور هاي مردم ما مبتني بر روابط ميكانيكي و خوني بوده و معيار هاي انتخاب كردن و انتخاب شدن بر اساس علايق و ارتباطات خوني  استوار است و نمايندگان بر اساس نگرش هاي قومي و سمتي و مذهبي انتخاب شده و در كرسي هاي مجلس قرار ميگيرند نه بر اساس لياقت و شايستگي طبيعتاً برايند اين كار نيز همان است كه ما از مجلس اول ديديم، البته در دور اول مردم تا حدودي با واژهاي مانند شايسته سالاري و لياقت باورمند بودند و شعار هاي مانند حاكميت قانون و عدالت اجتماعي و از بين بردن هر گونه فقر و بيسوادي براي مردم تازگي داشت و اكثريت جامعه بر اين باور بودند كه واقعاً اين ها كه ادعا دارند توانايي اين كار را هم دارند و از طرفي چون ديديم كه كمتر كسي جرأت كرد كه خود را واجد شرايط براي نمايندگي مردم و كرسي هاي شوراي ملي بدانند و مردم اين امر را به عنوان يك مسؤليت كلان ملي تلقي كرده و به اصل شايستگي احترام داشتند. بدين اساس مجلس نمايندگان قبلي با وجود كاستي ها و ضعف هاي كه داشت با توجه به سطح سواد جامعه تركيبي نسبتاً بهتري از نظر سطح دانش و آگاهي داشتند حال آنكه تعداد نمايندگان بيسواد هم كم نبودند به هر صورت مجلس دورهء اول با چنين تركيبي كار خود را به پايان رساند و نتائيج كار آنها و توانايي هاي شان نيز براي همه واضح و مشخص شد و مردم نتيجه انتخاب شان را ديدند.

در دورهْ دوم با وجوديكه انتظارات مردم از بهتر شدن مجلس ميرود و بايد هم چنين باشد ولي متأسفانه آنچه كه از ظاهر امر معلوم است ما يك مجلس قانونگذاري ضعيف تر از گذشته خواهيم داشت. چون باورهاي مردم نسبت به اصل شايسته سالاري، شعار هاي مانند تأمين عدالت و حاكميت قانون تغيير كرده و با توجه به نحوهء عملكرد نمايندگان در مجلس اول اين بار مردم مجلس را از عينك طلايي مي بينند و مجلس شوراي ملي را نه يك مجلس قانونگذاري بلكه يك مركز تجارتي و يك ماركيت، خيال كرده اند از همين سبب هر چه دكاندار و تاجر، ورزشكار و مجاهد خود را نامزد نموده اند تا از اين بازار پر رونق سهمي نيز نصيب آنان شوند.

با اين وجود ميزان آگاهي علمي و دانش و كارايي در مجلس آينده احتمالاً كمتر از گذشته خواهد بود، البته اين امر ناشي از عدم يك معيار دقيق و مشخص علمي در قانون اساسي و قانون انتخابات ميباشد، اينكه كي ها بايد كرسي هاي پارلمان را به عنوان نماينده مردم احراز كنند، معيار هاي دلگرم كننده اي وجود ندارد. در خيلي از كشور هاي دموكراتيك نيز اين امر در قوانين آنها محدود به داشتن ميزان و معيار مشخصي از دانش علمي نه شده و لي كشور هاي كه قريب به 90 فيصد مردم آنها با سواد اند و از فرهنگ و شعور سياسي بالاي بر خوردار اند  هيچ گونه قيد و بندي غير از منافع ملي آنها را در حصار خود ندارند نداشتن معيار مشخص علمي براي نمايندگان مشكل ساز نخواهد شد و از طرفي كسيكه به عنوان نمايندهْ مردم خود را معرفي مي نمايد نيز مسئولانه و آگاهانه نسبت به حق مردم تعهد دارد و نفع خود را در نفع عموم ملت جستجو مي كند. ولي در جامعه ما وضع بدين منوال نيست از يك طرف اكثريت، مردم، بيسواد اند و از طرفي عوامل منفي ديگري مانند احساس و علايق قومي و  نژادي و روابط خوني نيز اراده آنها را در حصار تنگ و تاريك خود بند كرده است كه غير از منافع قومي و قبيلوي چيزي ديگر معيار انتخاب آنها نمي باشند. معضل ديگر اين است كه خود خواهي و خود پرستي در حد افراطي آن چنان افكار مردم ما را محصور كرده كه همه شعار ها و كلماتي كه مربوط به نفع جمعي و منافع ملي است دروغ مي پندارند و غير از منافع خود هيچ چيزي ديگري را نمي بينند.

بدين اساس با توجه به وضعيت جامعه در اين دوره انتخابات هرچه بيشتر از مفهوم اصلي خود دور شده و مردم آنرا وسيله اي براي رسيدن به اميال شخصي و نفع شخصي خويش تلقي ميكنند و اين بار مردم بايد آگاه باشند و در انتخاب خويش دقت كنند و سرنوشت خود را بدست كساني بسپارند كه شايستگي و لياقت اين امر مهم را داشته باشد، به خاطريكه چگونگي انتخاب سياست مداران و تصميم سازان كلان جامعه اوج آگاهي يك ملت را نشان ميدهد.

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:43 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

نظرات شما

ستون نظرات شما بخاطر انعكاس نظرات و ديدگاه هاي شما ايجاد گرديده است، شما ميتوانيد در اين ستون در مودر اينكه از پارلمان آينده چه انتظار داريد نظرات و ديدگاهاي خود را مطرح نمائيد و با بقيه خوانندگان هفته نامه انتخاب مردم شريك سازيد.

البته بايد توجه داشت كه بهترين نظرات را ما در اين ستون به چاپ ميرسانيم از آنجائيكه ممكن حجم نظرات بيش از حد باشد و بعضي از نظرات و ديدگاها چاپ نشود اميد واريم كه آنرا حمل بي توجهي به نظرات خود ننمائيد. به انتظارات چند تن از دانش آموزان مدرسه امام موسي بن جعفر(ع) از پارلمان آينده توجه نمائيد:

محمد تقي عرفاني:

نخست بايد گفت با در نظر داشت همه مشكلات مردم رفع آنها به صورت كل به مراتب بالا تر از توان يك نماينده كه در پارلمان است، ميباشد. لذا انتظار ما اينست كه به معتضي توان خود احساس مسؤليت نموده و در صدد رفع مشكلات ملت باشد.

سخيداد توفيق:

با توجه به عدم سابقه داشتن پارلمان انتخابي در كشور من زياد خوشبين نيستم كه پارلمان آينده بتوانند وظايف خود را به صورت درست انجام دهند بيشتر از ديد منفي به آن نگاه ميكنم. ولي صلح، امنيت سر تا سري، محو فقر و بيكاري كه منجر به عدالت اجتماعي شود فكر ميكنم آروزي هر افغان است.

محمد حسين اخلاقي:

-نمايندگان پارلمان آينده بايد در جهت تأمين امنيت در سراسر كشور با حكومت همكاري كنند.

- نمايندگان نماينده تمام مرد به شمار ميرود نه نماينده اي يك قوم‌، مذهب و ... بنا بايد به مردم افغانستان از آدرس پارلمان مساويانه نگريسته شود نه اينكه باز هم مانند دور گذشته نمايندگان بر اساس قوم، زبان، مذهب و نژاد تصميم بگيرند.

-از آنجائيكه افغانستان از اقوام مختلف تشكيل گرديده بناءَ به عدالت اجتماعي و فرهنگي بايد بدون تبعيض توجه جدي از طرف نمايندگان صورت گيرد.

 

علي محمد غزنوي:

-نمايندگان بايد در صدد تأمين امنيت در كشور باشند، در جهت كاهش مشكلات مردم غمديده كشور تلاش كنند نه اينكه با گذشت هر روز و هر سال بر آن بيافزايند، قوانيني را به تصويب برسانند كه در نهايت به فقر زدايي مادي و معنوي در كشور منجر شوند، نمايندگان نبايد زمانيكه وكيل شد موكلين خود را فراموش كنند بلكه بايد هميشه به صداي آنها گوش دهند و در صورت توان در جهت حل مشكلات آنها سعي و تلاش نمايند.

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:40 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

مصاحبه با حجت الاسلام محمد امين احمدي سناتور منتخب ولايت غزني( اسد اله قیام)

مصاحبه با حجت الاسلام محمد امين احمدي سناتور منتخب ولايت غزني

 

 

س انتخاب مردم: جناب احمدي صاحب! قبل از همه بيائم روي انتخابات پيش روي (شوراي ملي) به نظر شما آيا اين انتخابات باتوجه به مشكلات امنيتي كه در كشور وجود دارد، در وقت معينه بر گذار خواهند شد؟

ج  سناتوراحمدي: بسم الله الرحمن الرحيم . به نظر بنده انتخابات برگزارخواهد شدلكن به اشكال متفاوت در مناطق مختلف. مثلاَ: در مناطق نا امن انتخابات به شكل واقعي امكان پذير نخواهد بود درحاليكه در مناطق مركزي ما متيقين هستيم، برگذاري  انتخابات به وجه احسن و اكمل آن امكان پذير بوده و با هيچ گونه چالش و مشكلات مردم ما و دولت رو  برو نيست.

س2 انتخاب مردم:  سناتور صاحب! در اين اواخر در ايام تعطيلات كاري مشرانوجرگه ، شماسفرها و ديد و باز ديد هاي با مردم خود داشتيد احساسات مردم را نسبت به انتخابات پيش روي چگونه ارزيابي ميكنيد؟

ج2 سناتور احمدي: بلي بنده در ايام تعطيلات سفري داشتم به ولسوالي ناهور و در جريان سفر خود ديد و بازديد هاي با مردم. اخصاَ ملت با شهامت جرغي و برجگي، در رابطه به احساسات مردم نسبت به انتخابات پيش رو، مردم سرفراز و قدر شناس جرغي و برجگي آمادگي شركت فعالانه را در انتخابات دارند و با حفظ و حدت و همبستگي شان به پاي صندوق هاي راي خوهند رفت.

س 3 انتخاب مردم: جناب آقاي احمدي ! شما در نتيجه وحدت دوقوم بزرگ و عزتمند جرغي و برجگي موفق شديد به شوراي ولايتي راه پيداكنيد. و بعد هم به اثر تلاش و پشت كار كه داشتيد مو فق شديد كه به مجلس سنا راه پيداكنيد پس اگر لطف كنيد در باره وحدت و ارزش وحدت براي خوانندگان عزيز ما كمي توضح دهيد ؟

ج3 سناتور احمدي: به تائيد سلسله مراتب كه شما فرموديد. در باره وحدت توصيه كه بنده به ملت با شهامت خود دارم اين است كه به اساس دستور الهي ( ان الله ياُمركم ان تودوالا مانات الي اهلها ) بايد مردم راي شان را كه يك امانت بسيار بزرگ و با ارزش است به اهلش تاديه بدارد با حفظ وحدت و همدلي ، همانطوريكه وحدت قبلي شان يك نوع قوت معنوي براي بنده بود و نتيجه مطلوب از آن بدست آمد، اين بار هم با حفظ همبستگي شان، ثمر شرين از آن بدست آورند.

س 4 انتخاب مردم: سناتور صاحب : قريب به يك سال است كه شما وكيل منتخب مردم تان هستيد، در طول اين مدت شما چه كارهاي را انجام داديد و چه پلان هاي را در آينده داريد؟

ج4 سناتور احمدي: در رابطه با كار كردها، بنده الي اول حمل 1389  مصروف گير و دار انتخابات سنا بودم تا توانستم به ياري خداوند (ج) به مجلس سنا راه پيداكنم و از وقتيكه به مجلس سنا آمدم هيچگاه مظلوميت مردم خويش را فراموش نكردم ، مردم كه  هيچگونه مساعدت همراي شان نشده و مردم كه هيچ گونه بازسازي در محيط و ماحول شان صورت نگرفته بنده تلاش هاي را داشتم  از جمله بند برق تن قشلاق گرماب كه بايد اعمار شود تا باشد اندكي از مشكلات مردم از نگاه تنوير  و غيره ضروريات اوليه رفع گردد و هم چنان به تعداد هفت پروژه  در زمينه هاي مختلف در ساحات ولسوالي ناهور در پلان دولت گرفته شده اند كه به خاطر نا امني راه در قسمت قرار داد به مشكل روبرو شده است. و به همين ترتيب با شبكه مخابراتي  MTN  در ارتباط بودم كه سروي مقدماتي ساحه صورت گرفته و امر ثاني از وزارت مخابرات شعبه تداركات بالاي شركت مذكور صورت گرفته شده همچنان امر مكرر از وزارت انكشاف دهات بالاي شعبات همبستگي ملي نيز  صادر شده است.

س5 انتخاب مردم: به عنوان سوال آخر چه گفتني هاي داريد براي مردم تان خصوصاَ مردم  كه درمنطقه جرغي و  برجگي زندگي ميكنند چون آنها بودند كه همين وحدت را بميان آوردند؟

ج5 سناتور احمدي: در اخير ضمن موفقيت مردم خود از ملت با شهامت خود خواهانم كه با حفظ وحدت و يك پارچگي شان در انتخابات فعالانه شركت كنند و رائي شان را به اهلش تاديه بدارند.

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:39 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم تیر 1389

تجارب ناكام ديروز، تصميم درست امروز، تضمين موفقيت فردا(محمد رضا محسني)

تجارب ناكام ديروز، تصميم درست امروز، تضمين موفقيت فردا! (تأملي بر يك آزمون سرنوشت ساز ديگر)

محمد رضا محسني

 

پس از فرو پاشي نظام دهشت و وحشت طالبانيزم اين براي دومين بار است كه مردم افغانستان در آستانه سپري نمودن يك آزمون سرنوشت ساز قرار دارد. آزمون كه اگر ملت ما از آن موفقانه بدر آيند موفقيت ظاهراً پنجساله اما در حقيقت خيلي بالاتر از آن را بدست آورده اند اگر چه دورهْ كاري پارلمان در قانون اساسي كشور پنج سال در نظر گرفته شده لكن موجوديت نماينده هاي اصلح با ويژگي هاي تقوي، تعهد و تخصص ميتواند با درك درست از فرصت ها و چالشهاي موجوده و با اتخاذ تصاميم منطقي و عملكرد هاي آگاهانه مسير زندگي مردم را سمت و سو دهند. و موفقيت هاي طويل المدت آينده را تضمين نمايند.

اگرچه بر گذاري انتخابات و داشتن پارلمان به تنهايي به معني داشتن و بهره مندي از تمام مزاياي يك نظام مردم سالار نيست بلكه بخشي از يك نظام دموكراتيك ميباشد زيرا نظام دموكراتيك داراي مولفه ها، نهاد ها و ابزار هاي مختلف اما مرتبط با يكديگر اند، وجود بستر مناسب اجتماعي و فرهنگي مبتني بر مسئوليت پذيري فردي و شهروندي، موجوديت نهاد هاي دموكراتيك مانند قوه قضائيه مستقل رسانه هاي گروهي آزاد، جامعه مدني، استقلال قوه هاي سه گانه دولت و نيز وجود گروهاي سياسي متعهد به ارزش هاي دموكراتيك از مولفه هاي مهم نظام هاي مردم سالار است كه براي ايجاد آنها نيز بايد سرمايه گذاري هاي لازم  در فرصت هاي مناسب صورت گيرد.توجه بايد داشت كه يك شبه راه هزار ساله پيموده نميشود، در كشوري كه ساليان دراز انواع نابساماني ها و نا هنجاريها به اوج خود رسيده بود و در حال حاضر نيز با انواع مشكلات رو به رو است تا جايي كه به لحاظ موجوديت شرايط دشوار در مجامع بين المللي تبصره صورت مگيرد كه افغانستان در قرون وسطي به سر ميبرد، انتظار حاكم شدن نظام دموكراتيك با مولفه هاي كه در فوق به آن اشاره گرديد چندان معقول به نظر نمي رسد، تجارب ملل موفق گويايي اين امر است كه آنها توانسته اند از فرصت هاي پيش آمده ولو اندك بيشترين استفاده را ببرد. حال در كشور ما بر گذاري انتخابات و تشكيل شوراي ملي بزرگترين فرصت به شمار ميرود كه در طول  ساليان دراز، از چنين فرصت ها محروم بوديم، اينك بر ماست كه چگونه از آن استفاده ميكنيم. با توجه به واقعيت هاي عيني كشور و با در نظرداشت اينكه داشتن نماينده از تمامي مناطق كشور و تمامي مليت ها از اقشار و اصناف كشور در خانه ملت حق مردم است و بدون تحقق آن مشاركت سياسي در يك بخش عمده نظام عملا نقص ميگردد. آنچه از مردم انتظار ميرود اين است كه رأي شان را سنجيده و منطقي استعمال نمايند چراكه مرد با گزينه هاي متكثر و متنوع مواجه اند، در شرايط فعلي كشور گزينه هاي قومي و سمتي را به مشكل ميتوان ناديده گرفت و تعداد آنان كه فراتر از اينها بينديشند و ملي فكر كنند و ملي عمل نمايند متأسفانه انگشت شمار است، در حاليكه بميان آوردن و ايجاد چنين فرهنگي يك اصل و رسالت مهم است كه ضرورت نهادينه شدن آن در كشور ما بيشتر از هر زمان ديگر محسوس است و بايد هر فرد اين كشور در هرموقف و پايگاه اجتماعي- سياسي كه قرار دارد در امر تحقق اين مهم تلاش نمايند. بر اساس قانون انتخابات افغانستان و شرايط كه براي كانديداهاي شوراي ملي در نظر گرفته شده اند، تعداد زيادي از هموطنان ما با انگيزه هاي متفاوت و با شعار هاي جذاب و بعضاً فريبنده وارد كار زار هاي انتخاباتي براي احراز كرسي هاي شوري ملي شده اند و هر كدام تلاش دارد، با بكار گيري ابزار هاي گوناگون آراي لازم را جهت راه يافتن به شوراي ملي از آن خود سازند كه عدم موجوديت شروط لازم براي كانديدا شدن در  قانون انتخابات افغانستان در جاي خود ميتواند قابل مكث باشد. مردم در داخل دو حلقه قومي و سمتي كه در شرايط كنوني كشور گريز از آنها نا ممكن به نظر ميرسد نيز با گزينه هاي زياد مواجه اند كه بايد دقت فراوان در اينجا صورت گيرد و نبايد نسبت به سرنوشت فردي و جمعي غير مسئولانه بر خورد گردد زيرا اين حاصل جمع آراي آحاد ملت است كه ميتواند با استعمال به جا و مناسب فرد اصلح و نماينده واقعي مردم را به شورا بفرستند يا بصورت پراگنده و غير مسئولانه استعمال گردد كه بار ديگر تجارب تلخ و ناكام  قبلي تكرار شود و باز هم در انتظار پنج سال ديگر و فرا رسيدن انتخابات ديگر بنشينم و تماشا گر باز ي بيجا كه همانا بازي با سر نوشت خود مان است باشيم و در اين مدت چه بسا تصاميم مهم گرفته شود كه ما در آن نقشي نخواهيم داشت چه بسا قوانين تصويب گردد كه تعريف منافع و جايگاه ما در آن مشخص نباشد و يا هم ضر ما باشد،چه بسا امتيازاتي كه ماز از آن بي بهره خواهيم ماند. ما معتقديم كه مردم ما با كسب تجارب از دو دوره قبل و با گذشت زمان و با بهره گيري از شعور سياسي راي شانرا درست استعمال خواهند كرد و براي تضمين موفقيت نمايندگان واجد الشرايط تصاميم منطقي اتخاذ خواهند فرمود. به اميد سر افرازي و سر بلندي مردم عزيز ما.

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 21:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

سخن نخست شماره اول هفته نامه انتخاب مردم

مطالب شماره اول هفته نامه انتخاب مردم

انتخابات پارلماني و تعدد نامزدان

در نظام هاي مردم سالار منبع مشروعيت، نظام، حاكميت و قوانين مردم است كه آنها صلاحيت هاي شان را از طريق انتخابات رياست جمهوري و پارلماني به رئيس جمهور و نمايندگان شان در مجلس تفويض ميكنند، در حقيقت نمايندگان تمثيل كننده اراده مردم و پارلمان به عنوان خانه ملت بحساب مي آيد و اين بدين مفهوم است كه مردم بصورت غير مستقيم در عملكرد رئيس جمهور و نمايندگان دخيل اند.  شركت كردن مردم در انتخابات و نقش گرفتن فعال آنها به معناي سهم گرفتن در تعين سرنوشت كشور در عرصه هاي مختلف ميباشد، سهم فعال مردم زماني نتيجه ميدهند كه اولاً مردم بتوانند از مناطق مختلف در مجلس، نماينده بفرستند و دوم كساني ر انتخاب كنند كه شايستگي هاي لازم را داشته باشند، براي انتخاب و فرستادن نمايندگان به مجلس مردم با دو چالش عمده و اساسي در سر تا سر كشور رو برو است، اول؛ تعدد نامزدان يكي از معضلات درد آور است كه از يكطرف مردم را نسبت به انتخابات كم علاقه ساخته و از طرف ديگر عملاً در زير شعار هاي رنگارنگ باعث اتلاف و ابطال آراي مردم گرديده و آنها را از حق داشتن وكيل درمجلس محروم ميسازد. دوم بد امني در بعضي نقاط كشور همزمان باشروع شدن دوره تبليغات و كمپاين انتخابات پارلماني در اكثر ولايات افزايش يافته است كه در صورت عدم توجه امكان دارد سراسري بودن انتخابات را زير سوال قرار دهند.

راه حل تعدد نامزدان اين است كه خود مردم در مناطق مختلف از ميان نامزدان متعدد كساني را بر اساس ديانت، اخلاق اسلامي، تخصص و تعهد انتخاب كنند و بقيه نامزدان را دعوت به همكاري و همياري با نامزدان مورد نظر مردم نمايند. تا باشد كه سرنوشت انتخابات را تقلب، پول و ثروت، سلطه طلبي هاي بي جا و بي مورد تعيين ننمايند. و مردم بتوانند هم به مجلس نمايند بفرستند و هم نمايندگان آنها از لياقت و شايستگي لازم بر خوردار باشد.

وحدت، ملت عزت مند و با اقتدار جرغي و برجگي نمونه اي خوبي است، تصميم آنها بيانگر آگاهي، تحليل واقع بينانه شان از اوضاع جاري در كشور و حاكميت بر سرنوشت سياسي شانرا نشان ميدهند

 مردم با تأكيد بر وحدت، همبستگي و منافع جمعي از بقيه نامزدان جرغي و برجگي صميمانه انتظار دارند كه با احترام به اراده مردم و در نظر گرفتن منافع جمعي آنها از نامزد مورد نظر مردم حمايت كرده و همكاري هاي لازم را به خاطر مردم نمايند.

قابل یاد آوری است که هفته نامه انتخاب مردم براي آگاهي دهي در مورد انتخابات، معيارهاي يك انتخاب شايسته و رشد ارزشهايي اسلامي و فرهنگي آغاز به فعاليت نموده است.

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

مردم جرغي و برجگي محمد عالم اخلاقي را تمثيلگر وحدت شان انتخاب كردند!(گزارش از محمد تقی کفتانپور)

باتأسي از مصوبه مورخ2/2/1388 جلسه وحدت جرغي و برجگي مردم جرغي در انتخابات ابتدايي كه بسيار شفاف، مستقيم و سري بر گذار گرديد از ميان هفت نامزدي كه از طرف برجگي پيشنهاد شده بود محمد عالم اخلاقي را كه بيشترين آرا را از آن خود كرده بود بعنوان نامزد مورد حمايت و اعتماد مردم جرغي و برجگي در انتخابات پارلماني اعلام داشت. اين جلسه كه در اول ثور 1389 در شيبار جرغي برگذار شده بود بيش از صدها تن از هردو منطقه(جرغي و برجگي) در آن اشتراك ورزيده بود. استاد مدقيق رئيس شوراي علماي ولسوالي ناهور كه نتائيج انتخابات ابتدايي را اعلام ميكرد به مردم توصيه كرد كه بايد ما و شما قدر وحدت و همدلي را بدانيم و تصميم را كه ملت ما بر بنياد وحدت اتخاذ كرده اند بپذيريم، بيائيد جلو آسيب ها را بگيريم با ديد وسيع و با در نظرداشت منافع و مصالح جمعي مردم از هر گونه بر خورد احساسي و غير مسئولانه بپرهيزيم.

شوراي علمأ دنگ جرغي و برجگي نيز در جلسه 17/2/89 از فيصله مردم پشتيباني كرده و وحدت را براي تأمين منافع جمعي مردم در شرايط حساس فعلي يك امر ضروري و غير قابل انكار دانسته است، آنها در قسمت مصوبه اين شورا بيان نظر مخالف وحدت و همبستگي و تصميم مردم را در مجامع عمومي منع قرار داده و آنرا خلاف منفعت مردم دانسته است. قابل ياد آوري است كه هفت نفر نامزد كه از طرف اقوام برجگي به مردم جرغي معرفي شده بود طي يك انتخابات شفاف  توسط مردم جرغي، محمد عالم اخلاقي  بيشترين آرا را به خود اختصاص داده و به عنوان نامزد مورد نظر مردم معرفي گرديد وحجته الا سلام خدابخش محسني، حجته الاسلام محمد عيسي رفيعي، محترم عبد الله اميني ، داكتر فاطمه نوري ، محترم محمد نادر خادمي و محترم عوض كربلايي نيز از جمله نامزدان در اين انتخابت ابتدايي بودند. قابل تذكر است كه معرفي شدن نخبگان و نامزدان محترم فوق الذكر در انتخابات ابتدايي به مفهوم پذيرفتن نتيجه آن ميباشد.

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

زندگي نامه استاد محمد عالم اخلاقي كانديداي پارلمان از ولايت غزني

به نام خدا

زندگي نامه استاد محمد عالم اخلاقي كانديداي پارلمان از ولايت غزني

محترم محمد عالم اخلاقي فرزند ميرزا حسن در سال 1352 هجري شمسي در قريه كشكك، برجگي در يك فاميل نجيب و متدين ديده به جهان گشود و بعد از سپري نمودن دوران طفوليت تعليمات ابتدايي را در همان قريه فرا گرفته و در سال 1365 رسماً شامل مدرسه "امام مهدي"(ع) كه به صورت شبانه روزي تحت سرپرستي محترم استاد فاضلي فعاليت داشت گرديد. و تا سال 1368 دروس ديني، صرف و نحو را نزد استاد مذكور فرا گرفته و در اواخر سال 1368بنا بر معاذيري تحصيلاتش را در مدرسه امام محمد باقر(ع) (منبر كلان كشكك) تحت نظر مدرس توانا محترم استاد حليمي ادامه داد.

در اوايل سال 1372 كه همزمان با پيروزي مجاهدين و انقلاب اسلامي در كشور بود، استاد راهي مزار شريف گرديد كه در آن زمان مناسبترين جاي براي فراگيري تعليم  و تحصيل بحساب مي آمد. وي در شهر مزار شريف با لياقت كه از خود تبارز داد شامل صنف يازدهم ليسه مسلكي زراعت گرديد و تا صنف دوازدهم در اين ليسه تحت تعليم قرار گرفت و در سال 1374 با سپري نمودن موفقانهْ امتحان كانكور سراسري شامل دانشكده اقتصاد دانشگاه بلخ شد و تا اواسط سال 1376 با جديت و پشت كار  فراوان به تحصيلات خويش ادامه داد، اما با تأسف در همين سالها تحولات عظيمي در كشور رو نما شد كه نتيجه آن حاكم شدن جهل، تاريكي و تاريك انديشاني بنام طالب بر سرنوشت كشور بود، در نيمه دوم همين سال تاريكي شهر مزار شريف را نيز فرا گرفت و طالبان در آنجا زمام امور را به دست گرفتند دروازهاي دانشگاها تقريبا بسته شد لذا استاد مجبوراً تحصيلاتش را نيمه تمام گذاشته و با روحيه سر شار از خدمت و كوله باري از دانش و علم به زادگاهش برگشت و براي  محو بي سوادي و عقب ماندگي هاي علمي و فرهنگي شب و روز سعي بليغ به خرج داد. در سال 1377 فعاليت اش را به حيث معلم و مربي دلسوز در منبر كلان كشكك آغاز نموده و تا آخر سال 1378 به مدت دو سال با تلاش هاي خستگي نا پذير طيف وسيعي از رهپويان علم و معرفت را اعم از دختر و پسر تحت تعليم و تربيه قرار داده و مصدر خدمت ارزشمندي براي مردم و ملتش گرديد، آري استاد علم را بخاطر علم نياموخته بود بلكه براي نفع رساندن به انسانها و مردمش آموخته بود، او به علم به عنوان وسيله اي براي كمك به مردمش و عبادت خدايش نگاه ميكند. در سال 1379 بنا به درخواست مردم علم دوست و دانش پرور سرخديك در آنجا رفته  و مكتب كه امروز به نام ليسه سيد جمال الدين در بين معارف غزني ميدرخشد مطابق با معيار ها و قوانين نافذه معارف كشور فعال ساخته ومدت يكسال را در اين مكتب ايفاي و ظيفه نمود.

در سال 1381 بعد از فروپاشي نظام جهل و تاريكي و باز شدن صفحه اي جديد در تاريخ افغانستان و مساعد شدن زمينه تحصيل و تعليم دوباره در سراسر كشور استاد براي تكميل دروس باقي مانده اش دوباره به دانشگاه بلخ مراجعه نموده و در سال 1382 با اخذ درجه ليسانس از دانشگاه مذكور به اثر لياقت و شايستگي كه داشت با كسب نمرات اعلي(به درجه اول) فارغ گرديد.

در سال 1383 بنا بر تقاضاي مردم كشكك و علاقه مندي خاص كه استاد در راستاي تعليم و تربيه داشتند بحيث سر معلم در مكتب كشكك كه از طرف وزارت محترم معارف به درجه متوسطه ارتقا نموده بود ايفاي وظيفه نمود و بالاخره در سال1384 با مراجعه به وزارت محترم احيا و انكشاف دهات بحيث مسئول مالي در  موسيسه GRSP  كه پروگرام همبستگي ملي را اجرا ميكرد، در ولايت كندز تقرر حاصل نمود و اكنون در انستيتوت عالي تخنيكي و مسلكي اداره و حسابداري در كابل به صفت كدر علمي آن اداره مصروف تدريس است.

استاد از آنجائيكه به علم به عنوان وسيله نگاه ميكند نه هدف در طول سالهاي متمادي و در زمانيكه حتي يك مكتب رسمي در منطقه وجود نداشت در راستاي تعليم و تربيه و تشويق جوانان و نو جوانان در جهت فراگيري علم و دانش و معرفت مصدر خدمات ارزشمندي گرديد و بر اين كوشيد تا آنچه را كه آموخته به ديگران نيز انتقال دهد. تعليم و تربيه را كه استاد آغاز گر آن بود امروز به برگ و بار نشسته و صدها جوان و نوجوان اعم از دختر و پسر در دانشگاهاي معتبر كشور از اين منطقه محروم راه يافته است و عده اي هم از دانشكدهاي مختلف با اخذ درجه ليسانس فارغ التحصيل گرديده است. اگر ادعا كنيم كه مردم ما با زحمات و تلاش هاي كه استاد در راستاي تعليم و تربيه متقبل گرديد راه چندين ساله را يك شبه پيموده است گزاف نگفته ايم.

استاد در كنار انجام دادن وظيفه رسمي به مطالعه و خواندن كتابهاي ديني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و تاريخي نيز علاقه فراوان داشته و براي بهبود اوضاع اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور در كنفرانس هاي متعدد علمي اشتراك نموده و به ايراد سخن پرداخته است و هم چنان در باره موضوعات مختلف بخصوص موضوعات اقتصادي گاه گاهي دست به قلم برده و مقالات علمي نوشته است. ايشان بر علاوه زبان دري  كه زبان مادري وي است با زبانهاي پشتو و انگليسي نيز آشنايي كامل داشته و تكلم ميكند. اينك ايشان 37 سال سن دارد كه با فرارسيدن دومين دور انتخابات پارلماني و مشق دموكراسي وي با درك عميق از مسئوليت ها و با تحليل درست اوضاع جاري كشور و بنا بر تقضاي قريب به اتفاق مردم جرغي و برجگي خود را كانديداي مستقل ولسي جرگه نموده، وحدت و يكپارچگي ملت عزت مند و با اقتدار جرغي و برجگي را تمثيل مينمايد. اميد است كه با استعانت خداوند(ج) و  توجهات ولي عصر امام زمان مهدي موعود(ع) و همكاري شما مردم نجيب و قدرشناس به شورايي ملي كشور راه يافته و مصدر خدمات كه شما مستحق آن هستيد گردد.

(و من الله توفيق)

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

گزارش جلسه وحدت جرغی و برجگی(گزارش از اسد الله قیام)

آغاز سال 1388نقطه عطفي در تاريخ سياسي جرغي و برجگي و تحول بزرگي در سرنوشت سياسي اين مردم و اين مرز و بوم به شمار ميرود. علما متنفذين و روشنفكران در جلسه تاريخي 2/2/1388 كه متشكل از اقشار مختلف ملت با اقتدار و عزت مند جرغي و برجگي بود تصميم گرفتند كه تقدير اين ملت را بدستان توانمند خويش بنويسند و با درك درست و واقع بينانه از اوضاع جاري در كشور، شرايط مساعد در زمينه هاي مختلف و مطالعه دقيق گذشته تاريخي تلخ، استبدادي و دردناك دريافتند كه تنها و حدت، همدلي و همبستگي ميتواند براي ملت ها عزت، اقتدار و افتخار ايجاد كند و با يك پارچگي حفظ شود و تداوم يابد.

علما جيد و خبير اين ملت غيور بصورت بسيار شفاف و روشن مزيت هاي وحدت و همبستگي و زيان هاي كوتاه مدت و دراز مدت تفرقه و پراكندگي را براي مردم بيان كردند و گفتند كه وحدت و همبستگي نتيجه تعقل، تفكر، بررسي و حلاجي دقيق جريانات و شرايط پيش آمده در كشور است، تنها با وحدت و همبستگي ميتوانيم آيندهْ روشن و منافع ملت خود را در كوتاه مدت و دراز مدت و در وضعيت حاكم بر ولسوالي ناهور كه براي مردم جرغي و برجگي تقريبا غير قابل تحمل است تغيري رونما گردد بگونه اي كه حد اقل حقوق انساني و بشري اين مردم پامال نگردد. تفرقه و پراكندگي نويد آينده اي تاريك است و ذلت و سر افكندگي را بدنبال مي آورد، بدون شك پراكندگي و متفرق بودن، ديگران را با سرنوشت ما حاكم خواهند ساخت، انچنانكه تجربه به اثبات رسانده ديگران دلسوز ما نبوده و نيستند بلكه با استفاده از متفرق بودن ما جهت رسيدن به اهداف خود استفاده مينمايند، اهداف كه به هيچ وجه با منافع ما وملت ما همسو و هم جهت نيست.

با توجه به آنچه در فوق ذكر گرديد ضرورت زمان وشرايط پيش آمده چنين فيصله به عمل آمد:

1-     انتخابات به عنوان منبع حاكميت و اساس مشروعيت نظام از امورات مهم و فوق العاده تأثير گذار در سرنوشت سياسي مردم تشخيص داده شده كه مردم بايد در قبال آن با حساسيت خاص و مسئولانه و معقولانه بر خورد كند.

2-     در هر انتخابات(شورايي ولايتي و شورايي ملي) فقط يك نفر از هر دو منطقه(جرغي و برجگي) بعنوان نامزد منتخب مردم بخاطر جلوگيري از ضايع شدن آرا و پراكندگي در بين مردم ميتواند در رقابت هاي انتخاباتي شركت كند.

3-     نماينده منتخب در دوسطح بايد انتخاب گردد، اگر دريك انتخابات كانديدان از جرغي باشد، انتخاب يكي از آنها به عنوان نامزد منتخب مردم جرغي و برجگي به عهده برجگي ميباشد، در انتخابات بعدي طبق نوبت باالعكس آن عملي ميگردد.

4-     بر اساس قرعه نوبت نامزد شوراي ولايتي انتخابات سال1388 مربوط جرغي و نامزد انتخابات بعدي(مجلس نمايندگان) 1389 مربوط برجگي گرديد.

          بخاطر رعايت امانتداري و مستند بودن به متن فيصله توجه نمائيد:

بسمه تعالي و لله الحمد

            در تاريخ 2/2/1388در سطح دو قوم نجيب و سر بلند جرغي و برجگي جلسه عمومي از اقشار مختلف دو قوم اعم از علما و متنفذين و روشن فكران، واقع پس قرخ داير شد، مصالح عمومي و موضوعات مهمه مشترك بين دو قوم كه آجنداي جلسه را تشكيل ميداد هر كدام مورد ارزيابي قرار گرفت در نتيجه در پرتو تبادل افكار همگاني موافقاتي كه به اتفاق آراء بدست آمد قرار شرح زير تحرير ميگردد.

1-     مسئله سر نويشت ساز انتخابات كه در سال جاري در سطح رياست جمهوري و شوراي ولايتي مطرح است در محراق توجه همگاني قرار داده شد كه فيصله ذيل در مورد به عمل آورده شد.

الف-مردم عزت مند جرغي و برجگي در تمام صحنه هاي سياسي و اجتماعي كشور حضور گرم و بي مانند شان را حفظ نموده از تمام ارزش هاي مادي و معنوي شان حراست به عمل مي آورند. لذا موافقه شد در سطح جرغي و برجگي در شوراي ولايتي فقط يكنفر با صلاحيت كه حافظ منافع مردم باشد به عنوان نماينده مردم كانديد نموده اتخاذ آراء مردم را نمايند لكن اين كانديد به اساس قرعه روي نوبت باشد كه اگر كانديداتور در سال جاري از هر قوم جرغي و برجگي كه امسال انتخاب ميشود، در سال آينده كاندايي پارلمان از قوم ديگر باشد در عين حال از هر قوم كه كانديدا به اساس قرعه تعين ميشود قوم ديگر از جمع نامزدان آن قوم حق انتخاب يكي از آنها را دارند كه آن نفر مورد انتخاب فقط ميتواند اتخاذ رأي نمايند.

البته اين نوبت بندي بايد در انتخابات آينده تبادله شود به اين معني از هر قوم كه امسال نماينده شوراي ولايتي تعيين شد در انتخابات آينده شوراي ولايتي از قوم ديگر و پارلماني از ديگري باشد.

در انتخاب نماينده هر قوم كه از قوم ديگر حق انتخاب را پيدا ميكند اگر روي توافق آرأ يكفرد انتخاب شد فهو المطلوب، در صورت تكثر كانديدا و اختلاف نظر انتخاب كردن معيار اكثريت آراء بايد رعايت شود در انتخاب نماينده مطلوب بايد فراخواني همگاني صورت گيرد به هر پيمانه كه نفر حاضر شد واجد اعتبار است و در صورت تساوي بين آراء حكم نهايي قرعه تعيين كننده است.

قرار شرح فوق مصوبه هذا صورت گرفت با در نظر داشت اوامر خداوند متعال و درك رسالت اسلامي و انساني بايد رعايت شود.

وسلام

 

 

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

از ظلم حاکمان تا جفای نخبگان(محمد میرزایی)

مناسبات تاريخي حد اقل دوصد سال اخير افغانستان به صورت بسيار آگاهانه در اكثر مقاطع بگونه اي رقم خورده كه هر گوشه آن پر است از ظلم، استبداد، جفا و اتلاف حقوق اقليت هاي قومي، مذهبي و نژادي بخصوص هزارها كه به شكل مضاعف صورت گرفته يكبار خود ظلم و جفاي كه صورت گرفته و بار دوم حق جلوه دادن ظلم و وارونه كردن تاريخ رسمي به دستور حكام زمانه و به نفع آنها كه از بازگو كردن و ثبت حقايق و انعكاس جنايت هاي بزرگ چشم پوشيده تا جاي كه قتل هاي بزرگ و نسل زدايي(نسل كشي) كه از جمله جنايات عليه بشريت به حساب مي آيد را تأمين نظم و يك پارچگي كشور نام گذاشته اند و با كمال بي شرمي و بي حيايي به جنايات افتخار كرده اند.

اگر به صورت خاص جفاهاي كه در حق هزارها صورت گرفته بدو مرحله تاريخي تقسيم كنيم . مرحله اول آن بر ميگردد به نظام هاي خود كامه و استبدادي شاهي كه عامل اصلي ظلم، نظام حاكم و حاكمان مستبد زمانه است، اما مرحله دوم زماني است كه قانون اساسي استوار به ارزش هاي اسلامي و به شكل دموكراتيك در كشور به تصويب رسيده است، مذهب جعفري رسميت پيدا كرده اند، آزادي بيان، اجتماعات و تشكيل جمعيت هاي مانند احزاب سياسي، انجمن ها و تظاهرات، انتخاب شدن و انتخاب كردن و ... به عنوان حقوق اساسي مردم شناخته شده و در قانون اساسي تضمين گرديده است. ولي چيزي كه مهم است باز هم مردم بگونه اي مورد ستم و كم لطفي قرار ميگيرد اما تفاوت در اين جاست كه اين بار عامل جفا نخبگان از بين خود مردم است كه با شعار نجات، گرفتن حق و فرياد كشيدن دردها و نياز هاي آنها به ميدان آمده است، اما نتيجه(جفا در حق مردم) چيزي است كه اتفاق ميافتد و در هر دو مرحله يك چيز است.

            به چند نمونه از ظلم هاي كه برمردم در تاريخ معاصر افغانستان بر مردم ما روا داشته شده است توجه كنيد:

·        امير عبد الرحمن خان بدون جرم و گناهي بيش از 62 فيصد هزارها را از دم تيغ گذراند، ظاهرشاه با حواله كردن روغن شركت كه بين مردم به روغن كته پاوي معروف شده بود بالاي نقاط مركزي ميخواست هزارها را تحت فشار قرار دهد.

·        در زمان جهاد عليه اشغال گران ارتش سرخ شوروي سابق با اينكه جرقه اي جهاد را همين مردم در چهار كنت بلخ روشن كردند و به مبارزه مسلحانه عليه اشغال گران پرداختند و در نهايت فاجعه افشار با قتل هزران انسان، آوارگي و در بدري ده ها هزار كودك، زن، پير و جوان و تبديل شدن افشار به كشتار گاه انسانها و قبرستان كه شاهد قتل چند هزار انسان در ظرف چند روز بود در همين زمان با شعار الله اكبر به عنوان لكه اي ننگ در پيشاني جنايت كاران در تاريخ افغانستان نقش بست و افشار متن زنده تاريخ ستمديدگان گرديد.

·        و اما طالبان انسانيت و مسلمان بودن مردم ما را زير سوال برد و بارها بلند شعار داد كه بايد يا مسلمان شويد و با به قبرستان برويد، هزاران انسان را بدون جرم و گناهي به قتل رساند، مردم ما را تحريم اقتصادي كردند، مزارع را طعمه رمه ها و شتران كوچي ها ساختند، آنقدر به خود جرأت دادند كه كه مجسمه هاي بودا را در باميان كه از جمله با عظمت ترين و قديمي ترين آثار تاريخي در جهان و افغانستان به شمار ميرفت  تخريب كردند تا مردم ما اين چنين گذشته تاب ناك تاريخي نداشته باشند.

اما در طول آنچه كه تذكر داده شد ظلم بگونه اي با قدرت و حاكميت وقت ارتباط ميگيرد، ولي فعلاً كه نظام ظاهراً دموكراتيك داريم، موانع قانوني بر سر راه ما وجود ندارد، جامعه جهاني توجه جدي به كشور ما دارد بيائيد دقت كنيم كه ما چه كرده ايم، چه ميكنيم و به كجاميرويم و بيست سال بعد ميخواهيم به كجا برسيم.اگر دست آورد هاي مردم خود را در طول هشت يا نه سال گذشته در دوبخش عرصه قانونگذاري و جلب و جذب كمك ها و انكشاف در بخشهاي مختلف بررسي كنيم به وضاحت معلوم خواهند شد كه تاچه حد از شرايط مساعد شده استفاده كرده ائيم.

در عرصه قانونگذاري بطور مشخص رسميت مذهب جعفري در قانون اساسي و تصويب و قانون احوال شخصيه اهل تشيع با هزاران جنجال و كشمكش از عمده ترين دست آورد ها بحساب مي آيد در حاليكه اكثر قوانين تصويب شده به نفع عده اي قليل سرمايه داران و صاحبان ثروت بوده و يكي از نتائيج كوتاه مدت آن افزايش فقر و بيكاري در طول هشت سال ميباشد.

در بخش انكشاف در عرصه سياسي در موقعيت قرار داريم كه هزارها فعلاً در كابينه افغانستان يك وزيري كه از مجلس نمايندگان(ولسي جرگه رأي اعتماد گرفته باشد نداريم، در عرصه اقتصادي هم ولايات مركزي افغانستان شاهد كمترين كمك ها و پروژه هاي انكشافي بوده است در حاليكه از امن ترين مناطق كشور نيز بوده است، تفاوت بودجه ولايات در سال هاي گذشته بحدي نا متوازن بوده كه حتي بودجه بعضي ولايات را با بعضي ديگر آن اصلاً مقايسه كرده نمي توانيم. در بخش فرهنگي رشد چشم گير مكاتب اميد وار كننده است در حاليكه شايد كمترين مكاتب در همين ولايات ساخته شده باشند دليل عمده آن شوق و علاقه خود مردم به تعليم و تحصيل است، اين در حاليست كه توجه معارف به بعضي نقاط ديگر بيشتر از هر جاي ديگر بوده ولي نتيجه آنچناني مردم آز آن نگرفته است.

در نظام هاي استبدادي مردم بخاطر نماينده مجلس نداشت كه حاكمان زمانه اين حق را براي مردم قايل نبود و اين اجازه را نمي داد، اما در نظام فعلي كه دموكراتيك است، مردم به خاطر تعدد كانديدان ولسي جرگه كه هر كدام با شعارهاي بلند بالا قد بر افراشته از حق داشتن وكيل  در مجلس محروم ميشود در هردو حالت نتيجه(نداشتن وكيل) اتفاق ميافتد،‌ مردم وقتي از اين حق حالا به هر دليلي محروم گردد جفاي است كه در حق آنها صورت ميگيرد، فرق نمي كند كه اين جفا از طرف يكي از حاكمان مستبد گذشته صورت گرفته باشد و يا اينكه از طرف كانديدان عديده مجلس نمايندگان كه بدون شك حاميان آنها نيز شامل جفا كاران در حق مردم به شمار ميروند. محروم شدن مردم از اين حق، محروميت انها را از حق داشتن و زير در كابينه نيز محروم مي نمايد. در نظام هاي استبدادي سابق مردم حق حضور و موجوديت در دستگاه حاكمه را نداشت و عدم حضور به صورت بسيار به اصطلاح طبيعي اتلاف حقوق آنها را در پي داشت، با حضور افراد سمبليك و تصنعي حقوق آنها پايمال ميشود يا بدليل نداشتن اختيارات لازم و با هم بدليل اينكه آن افراد منافع شخصي و گروهي خود را نسبت به منافع و مصالح مردم در زير شعار حقوق مردم ترجيح ميدهند و هميشه در فكر نان و نوايي خود شان و گروه شان ميباشند. تفاوت اين است كه در حالت اول جاي اعتراض باقي بوده است، اما در حالت دوم جاي براي اعتراض هم باقي نمي ماند بخاطريكه اتلاف حقوق مردم بگونه اي بسيار ظالمانه بدليل حضور آدم هاي ياد شده توجيه ميشود.

            هزارها در هردو سطح در هردو سطح ياد شده در حال حاضر با چالش هاي عمده روبروست، از يك طرف آنانكه داعيه رهبري و زعامت اين مردم را دارد در معاملات و معادلات سياسي در يك جهت بدنبال منافع اقتصادي خانوادگي و سود هاي كلان است و در جهت ديگر منافع سياسي شخصي و گروهي شان را بر هر چيز ديگر ترجيح ميدهند حتي اگر با از بين بردن منافع جمعي بدست آيد تا جايي كه بار بار باعث سر افكندگي مردم شده است. از طرف ديگر در اين موقع حساس(آستانه انتخابات مجلس نمايندگان) فرستادن نماينده در مجلس حق مردم است تا فردا نياز ها و درد هاي خود را از آن طريق به گوش حكومت برساند ودر تصويب قوانين كشور سهم خود را ايفا نمايند و از تصويب  قوانين كه به ضرر آنها و منافع ملي كشور باشد جلو گيري نمايند. با تعدد نامزدان در مناطق مختلف كشور از آن محروم ميگردد اين جفايي است كه از طرف نخبه گان و آگاهان كه داعيه نجات و گرفتن  حق اين مردم را دارد و به عنوان يك واقعيت عملي اتفاق ميافتد و حتي ديده شده كه يك تعداد از آنها به تصاميم مردم كه بخاطر گرفتن سرنوشت شان اتخاذ گرديده و بين هم وحدت كرده اند بي اعتنا بوده و بصورت بسيار آشكارا و واضيح منافع جمعي را ضربه ميزند و اين ظلم بزرگي در حق مردم است، ظلم و جفا در حق مردم محكوم و به هيچ صورت توجيه پذير نيست اينكه كي ظلم را مرتكب ميشود نمي تواند آنرا در لباس حق مينماياند و درست جلوه دهند. هم آنانكه خود بصورت مستقيم نامزد است ونامزدي شان به ضرر مردم تمام ميشود و هم آنانكه از آنها در پشت پرده، حمايت ميكنند از يك طرف از جمله جفا كاران در حق مردم به شمار ميرود و از طرف ديگري تنگ نظري، كوتاه بيني و عدم آگاهي از منافع عمومي و عدم ارج گذاشتن به منافع جمعي آنها را نشان ميدهند كه نمي توانند هيچ وقت منافع شخصي و گروهي شان را قرباني منافع كلان مردمي نمايند و از رقابت هاي ناسالم منطقوي و قبيلوي شان بخاطر تأمين منافع جمعي دست بكشند. بدون شك حساب نخبگان كه براي مردم و منافع ملي و جمعي مردم سعي و تلاش كرده اند حسابشان جداست و هميشه مردم و جامعه مديون آنها خواهند بود.

به اميد آنروز كه رقابت ها را سطح بندي كنيم و در صورتيكه منافع كلان مردمي را به خطر مواجه سازد از آنها بگذريم نه تنها كه منافع شخصي و گروهي را بلكه خود را قرباني منافع  مردم و ملت خود ساخته بتوانيم.

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:45 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم تیر 1389

چگونگي استفاده از نيروي انساني و ايجاد اشتغال در افغانستان(محمد عالم اخلاقی)

كشور عزيز ما افغانستان كه به اثر جنگ هاي چندين ساله تمام پايه ها و ستون هاي اقتصادي آن مانند بقيه ساختار هاي زير بنايي آن از هم گسيخته است و در طول هشت يا نه سال گذشته و با توجه جدي جامعه جهاني و كمك هاي ملياردها دالر آمريكايي، هنوز كار هاي اساسي  اقتصادي كه بتوانند آينده اي روشن و عاري از فقر و بيكاري را نويد بدهند صورت نگرفته هنوز هم بايد به جرأت بگويم كه ايجاد اشتغال و استفاده از نيروي انساني يك بحث جدي و اساسي در جامعه اففانستان و دولت افغانستان به شمار ميرود.

رشد و انكشاف اقتصادي كشور هاي جهان مخصوصاً كشور هاي عقب مانده و روبه انكشاف بدون موجود بودن نيروي انساني امكان پذيرنخواهد بود. نيروي انساني يكي از عوامل اساسي براي رسيدن كشور ها به پيشرفت هاي علمي و صنعتي و در نهايت انكشاف اقتصادي است. از آنجايكه پايه اصلي انكشاف، انكشاف انسانهاست. يعني نيروي انساني در طرح و پلانگذاري طويل المدت براي رسيدن انكشاف نقش اصلي و محوري را دارا ميباشد. بناً هر كشور كه همانند افغانستان بخواهد گامي نخست را بسوي انكشاف اقتصادي بردارد بايد در مرحله اول برسي دقيقي از نيروي كار موجود خود در گذشته و حال انجام دهد و اطلاعات كافي از آن داشته باشد. بدون در نظرداشت اين امر گام برداشتن بطرف رشد و انكشاف اقتصادي نا ممكن خواهد بود نيروي انساني نقش دوگانه در پلانگذاري هاي اقتصادي را دارا ميباشد از يكطرف بعنوان عامل انكشاف و از طرف ديگر بعنوان هدف انكشاف مطرح ميگردد. از همين جهت است كه در اين اواخر بررسي نيروي انساني مورد توجه خاصي پلانگذاري هاي اقتصادي در عرصه بين المللي قرار گرفته است. و مزيت نسبي كشور هاي جهان با در نظرداشت نيروي انساني در آن مشخص ميگردد.

مسايل مربوط به استخدام نيروي انساني مقوله است كه با عوامل بسياري چون سطح فعاليت عمومي، بالا بودن ضريب اشتغال، سهم گيري نيروي متخصص و ... در ارتباط است از همين خاطر است كه براي جابجا كردن آن در نظام اقتصادي بايد از دقت كامل برخوردار باشد از طرف ديگر خصوصيات كشور هاي جهان سوم نيز به پيچيدگي آنها افزوده است،‌ چون از يك طرف با مسائل هم چون رشد نفوس توزيع سني و جنسي، مهاجرت سطح مشاركت زمان در ارتباط است و از طرف ديگر با مسائل چون نقاضا به نيروي انساني حجم سرمايه گذاري، توزيع سرمايه گذاري، تكنولوژي ، رشد اقتصادي و ... ارتباط پيدا مي كند.

مشكل عمده كه در شرايط فعلي افغانستان بيشتر از همه محسوس بوده مشكل بيكاري و عدم اشتغال است. بنا بر آن پلانگذاري هاي اقتصادي بايد قسمي عيار شود كه تعداد زمينه هاي شغلي متناسب با تعداد افراد آماده بكار در كشور باشد. و هم چنين رشته هاي تعليمي و تحصيلي بايد قسمي ترتيب و عيار گردد كه افراد تحصيل كرده و متخصص در كوتا ترين مدت بتواند شغلي كه مطابق با رشته و مسلك شان باشد در يافت و به آن استخدام گردد. در غير آن صورت سطح بيكاري مخفي در كشور بلند خواهد رفت و تاثير نتيجه وي كار گاهاي توليدي و موسسات خدمات قناعت بخش نخواهد بود.

پلان هاي اقتصادي وقتي بصورت درست تحقق پيدا كرده ميتواند كه از موضوعاتي چون كار و تلاش بيشتر، محصول فراوان، كاهش در مصرف، ايجاد زمينه اشتغال بهتر براي افراد مستعيد به كار، جلوگيري از ضايعات مواد در كار گاه هاي توليدي، بالا بردن كيفيت محصولات و بالاخره بهبود رفاه اجتماعي در آن در نظر گرفته شود. از طرف ديگر دولت موظف است تا نياز مندي هاي كار گران سكتور هاي اقتصادي را كه عبارتند از غذاي مناسب،‌ مسكن، آب آشاميدني، وضع صحي، حمل و نقل عمومي، امكانات فرهنگي و آموزشي و سهم گيري مردم در تصميم گيري هاي كه از طريق سازمانهاي منتخب شان شكل ميگيرد در نظرداشته باشد. تا آنها با شوق و علاقه فراوان در فعاليت هاي اقتصادي شركت نمايد.

با توجه به مشكلات موجود در افغانستان موادات آتي در تجديد پلانگذاري براي رفع بيكاري و ايجاد زمينه اشتغال و استخدام نيروي انساني ضروري پنداشته مي شود.

* بالا بردن سطح فعاليت عمومي: يكي از مهمترين مباحث در پلانگذاري هاي اقتصاد ملي در رابطه با نيروي انساني، بالا بردن سطح فعاليت عمومي تا ميزان مناسب ميباشد. كه از لازمه آن افزايش زمينه اشتغال، افزايش سطح مشاركت گروهاي اجتماعي در امور اقتصادي و كاهش رشد نفوس و تثبيت آن ميباشد. كه اصلاح بعضي از اين موارد تنها در پلانگذاري طويل المدت قابليت اجرا را دارا ميباشد.

* بالا بردن ضريب اشتغال: براي رسيدن به اين هدف بايد كوشش شود تا حد امكان از درجه رشد نفوس كاسته شود و درجه بيكاري تقليل يابد تا ضريب اشتغال را بتوان بالا برد. كه توجه به اين مسئله و بهتر شدن آن از نكاتي است كه بايد در برنامه هاي دراز مدت بازار كار و اشتغال در كشور مورد توجه دولت قرار گيرد، چيزي كه تا حالا در حد يك برنامه تلويزيوني هم بدان پرداخته نشده و نمي شود در حاليكه يكي از معضلات بسيار عمده بحساب مي آيد.

* تقسيم بندي درست افراد آماده بكار بين بخش هاي مختلف اقتصادي(زراعت، صنعت، خدمات) تدوين استراتيژي انكشاف كشور مستلزم توجه اساسي به توزيع و استخدام افراد متخصص در گروپ هاي مختلف براي فعاليت در بخش هاي اقتصادي كشور ميباشد. اين استراتيژي بايد با در نظرداشت اشتغال زايي كشور حاصل دهي بخشها، توسعه تكنولوژي طرح و تدوين گردد.

* سهم سكتور هاي دولتي و خصوصي در ايجاد اشتغال: تعيين سهم مناسب اشتغال در سكتور دولتي و خصوصي يكي از موارد مهم  در پلانگذاري هاي دراز مدت كشور ميباشد چيزي كه در آغاز يا هيچ توجه بدان نشد و يا هم كساني نخواست كه به اين مسئله توجه كنند.در حاليكه تعين سهم اشتغال دولتي و غيردولتي مستلزم سهم و تعين جايگاه مناسب در هريك از سكتور هاي مذكور خواهد بود.

* استخدام و جذب نيروهاي متخصص: نيروي كاري متخصص در هر كشور جزأ مهم ترين و اساسي ترين اركان انكشاف اقتصادي به شمار ميرود، تربيه و استخدام آنها يك برنامه دراز مدت و طولاني را نياز دارد، از اين رو كه تربيه نيروي متخصص در يك برنامه دراز مدت امكان پذير است. براي افزايش سهم گيري آنها در سكتور هاي مختلف اقتصادي ضرورت به تحول نظام تعليمي و تحصيلي در كشور ميباشد. اما متأسفانه در طول هشت سال گذشته بيشتر به روابط، شناخت و نسبت فاميلي در استخدام افراد توجه شده تا اينكه به تخصص، علم، آگاهي و تعهد افراد حاضر براي كار توجه شده باشد، اين امر باعث شده كه از يكطرف متخصصين بيكار بمانند و از طرف ديگر افراد غير متخصص و غير حرفه اي كار ها را به شكل درست و دقيق آن انجام داده نتوانند.

* حاصل دهي هر شغل: ار تقا و بلند بردن سطح حاصل دهي بخاطر اينكه از يكطرف با عث استفاده بهتر و بيشتر از امكانات محدود كشور مي شود از طرف ديگر منجر به رشد و رفا بالا تر همان منابع ميگردد. بدون توجه به مسائل فوق از منابع موجود كشور استفاده درست نشده و پلانگذاري ها نيز از دقت كامل بر خوردار نخواهد بود.

* ميزان سرمايه گذاري براي هر شغل: ميزان سرمايه گذاري در ايجاد شغل براي افراد از ضرورياتي است كه در برنامه ريزي براي اشتغال و رفع بيكاري نقش تعيين كننده را دارا ميباشد. با روشن بودن اين شاخص ميتوان مشخص كرد كه براي ايجاد هر شغل به چه ميزان سرمايه گذاري در سكتور هاي اقتصادي ضرورت است و كدام سكتور ها در اولويت قرار گيرد، متأسفانه عدم توجه به اولويت بندي سكتور ها مارا با گذشت هر روز به مصرف كننده گان بدون درآمد تبديل مينمايند.

* ايجاد اشتغال در شهر ها و اطراف: در پلان گذاري هاي اقتصادي و ايجاد اشتغال و سرمايه گذاري بايد تعادل نسبي بين شهر ها و دهات وجود داشته باشد. تا از يك طرف از امكانات موجود هر منطقه استفاده بهتر صورت گيرد و از طرف ديگر ايجاد زمينه كار در هر دو منطقه موجود باشد تا مهاجرت از يك منطقه به منطقه ديگر بصورت امر سازنده باشد نه مخريب آن، در طول سالهاي گذشته به شدت ما شاهد مهاجرت بي رويه مردم از دهات به شهر ها هستيم كه از يكطرف مشكلات شهري را چند برابر ساخته و از طرف ديگر باعث رشد و افزايش غير قابل كنترل بيكاري شده است و اين بخاطري است كه براي ايجاد اشتغال و بالابردن سطح توليد در دهات برنامه هاي دراز مدت طرح و عملي نگرديده است، گرچه تطبيق پروگرام همبستگي ملي در دهات كشور به اساس يك برنامه نسبتا خوبتر عملي ميگردد ولي با آنهم از نقايص زيادي برخوردار است چون از يك طرف طرح، تطبيق و پلان پروژه توسط اعضا شوراي انكشافي قريه ساخته ميشود كه آنها هيچگونه معلومات و تجربه در اين مورد ندارد و از طرف ديگر پروژهاي كه  اين برنامه اجرا مينمايد نهايت ساده و ابتدايي و كوچك است كه نقش چنداني در تغيير دوامدار در زندگي مردم نداشته با آنهم كوشش شود تا از نقايص برنامه كاسته شده و استفاده اعظمي از آن صورت گيرد.

* توجه دولت به ايجاد اشتغال و رفع بيكاري در تمام نقاط كشور بطور يكسان: تمركز زدايي، پلانگذاري منطقه اي و بررسي سرزمين همه مباحثي است كه در جهت رفع بيكاري و تبعيض و ايجاد تعادل منطقه اي بين نقاط مختلف كشور مطرح است. در هر نوع پلان گذاري و رفع بيكاري بايد به شاخص هاي كل كشور استفاده نگردد بلكه شاخص هاي منطقه اي از نظر اقتصادي نيز مورد توجه قرار گيرد.

* سهم زنان در ايجاد اشتغال : سهم زنان در ايجاد اشتغال از چند ديدگاه قابل بررسي است. افزايش در سهم زنان مشغول بكار، ايجاد شغل هاي جديد و متناسب براي زنان در بخش هاي مختلف اقتصادي، تعين و تثبيت خانواده ها بعنوان بنيه اقتصادي كشور. اما نكته ديگري كه بايد به آن توجه نمود اين است كه سهم گرفتن زنان در امورات اقتصادي باعث افزايش نيروي كار ميشود پس دولت بايد فرصت هاي شغلي زيادي را ايجاد نمايد تا باعث ازدياد بيكاري در كشور نگردد.

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 9:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم تیر 1389

تعریف تولید

تعریف تولید

تولید که بعضی از نویسنده گان ایرانی آنرا فر آوری نیز نوشته اند از اصطلاحت و واژه های علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است و فعالیت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالا های مورد نیاز صورت میگیرد.

1-     به مفهوم وسیع تولید عبارت از ترکیب عوامل تولید غرض به وجود آوردن امتعه یا خدمات است. این اصطلاح تولید زیاد تر در اقتصاد ملی مروج بوده و تمام وظایف تصدی را مانند تهیه تولید به مفهوم ساده، تمویل و فروش را در برگرفته وهم پروسه تولید و خود تولید را با همدیگر اختلاط می بخشد.

2-     به مفهوم ساده تولید عبارت از ایجاد اشیا و خدمات غرض رفع احتیاجات است، این تعریف یک نقض عمده را داراست و آن اینکه استخراج مواد خام در تصدی های استخراج کننده را احتوا نمی نماید.

3-     تولید عبارت از توحید و انضمام امور اقتصادی و تخنیکی برای ایجاد اشیا و خدمات غرض رفع احتیاجات بشری و رسیدن به هدف نهایی تصدی(مفاد) میباشد.

برخی تولید را ایجاد فایده و مطلوبیت برای ارضایی خواسته های انسان میدانند و برخی دیگر تولید را انجام رشته ای از فعالیت های می پندارند که به وسیله آنها عوامل و منابع تولیدی تغیر شکل می یابند و به کالا ها و خدمات تبدیل می کردند. بطور کلی میتوان گفت که تولید عبارت است از روند ترکیب عوامل تولید برای تهیه کالاها و خدمات مورد نیاز بشر.

از تعریف فوق به وضاحت بر می آید که تولید جنبه تخنیکی و اقتصادی داشته و موضوعات استفاده از ظرفیت تخنیکی و اقتصادی، ترکیب مساعد عوامل تولید از لحاظ مولدیت و مصارف و بالاخره در نظرداشت احتیاجات و مفاد تصدی برای بقا و توسعه آن را احتوا می نماید. در اثر پیشرفت علم و تخنیک در چند دهه اخیر ضرورت مبرم احساس گردید تا تولید مطابق پرنسیپهای اقتصادی صورت گرفته و کمیت و کیفیت امتعه تولید شده بهبود یابد.

چون پیشرفت علم و تخنیک کار انسانی را تا اندازه زیاد به ماشن آلات تفویض می نماید و هم این وسایل سرمایه گذاریهای زیادی را ایجاب می کند پس صرفه جوی در مصارف تولید و لو که به فیصدی کم هم باشد، چون مبلغ سرمایه گذاری آن زیاد است، دارای اهمیت زیاد می باشد. این وظیفه صرف در صورت موجودیت معلومات افاقی ساحه های مختلف اقتصادی به طور احسن اجرا شده میتواند.

هر تصدی چه انتفاعی(تصدی که مفاد را بار می آورد) باشد یا غیر انتفاعی(تصدی که تولیدات خود را به قیمت تمام شد و یا پایین تر از آن به فروش می رساند) وظیفه دارد تا عملیه های مختلف اقتصاد تصدی مانند تهیه، تولید، فروش و امور مالی را به طور اقتصادی رهبری نموده و از منابع ملی طورشاید و باید استفاده نماید.

ترکیب عوامل تولید غرض تولید امتعه و خدمات با در نظرداشت پرنسیپهای اقتصادی نه تنها از نگاه خود تولید بلکه همچنان از نگاه مصارف دارای اهمیت خاص می باشد.

ترکیب عوامل تولید در تصدی های تولیدی  وخدماتی کار خیلی مشکل و پیچیده می باشد زیرا عوامل تولید در تصدیهای تولیدی و خدماتی کار خیلی مشکل و پیچیده می باشد زیرا عوامل تولید در تصدیهای تولیدی و خدماتی چه عوامل اصلی باشند یا عوامل کمکی بعضاً در داخل تصدی و بعضاً خارج از تصدی تهیه گردیده و برقرار نمودنه تسلسل در تولید مشکلات را بار می آورد.

ترکیب اختلاط عوامل تولید و تابعیت هرعامل تولید به یکدیگر موضوع مشکل بوده و پیدا نمودن یک ترکیب مساعد( نسبت مساعد) آنها به ساحه تولید و مصرف تعلق می گیرد.

مطالعات در مورد تولید سابقه بسیار طولانی دارد که اساس آنرا قانون بهره نزولی در زراعت تشکیل داده و در کتب اقتصادی ملی همواره به آن تماس گرفته می شود.

در شش دهه اخیر علمای علم اقتصاد کوشش نمودند تا تولید و مصرف را از نگاه ریاضی مطالعه نموده و مدلهای مختلف را به وجود آوردند.

تولید هدف نهایی تصدی نی بلکه هدف ضمنی می باشد زیرا در نظام سوسیالیستی هدف نهایی رفع احتیاجات مادی و کلتوری بوده رد حالی که درنظام سرمایه داری هدف نهایی فروش امتعه و بالاثر اکثری ساختن مفاد می باشد. ساختمان تولید چه به ارتباط یک تصدی باشد و یا به ارتباط یک تصدی باشد و یابه اترتباط بتمام تصدیها باید با ساختمان احتیاجات جامعه مطابقت داشته باشد در غیر آن در هرنظام اقتصادی اهداف متوقعه بر آورده شده نمی تواند. چون تولید بدون استفاده از آن مفهومی ندارد بنابر آن قرار دادن تولید به تنهایی در راس تمام فعالیهای اقتصادی درست نیست.

تولید، فروش، امور مالی و غیره موضواعتی اند کهبدون ارتباط با یکدیگر موجودیتشان بی مفهوم می باشد. تصدیهای مختلف برای تولیدات خود- میتود های مختلف تولیدی را به کار می برند. چون انتخاب یک میتود معین تولیدی و ترجیح دادن آن نظر به میتود های دیگر تا اندازه زیاد مربوط به مصارف تولیدی می باشد، از این سبب پیدا نمودن میتود مساعد تولید بدون در نظرداشت مصارف آن نا ممکن می باشد. جریان تولید که تهیه عوامل تولید، توزیع عوامل تولید بالای محلات کار و تولید و انسجام آنها را به حیث یک واحد تخنیکی و اقتصادی در بر دارد به پلانگذاری و سیع محتاج است که بازهم موضوع مصارف در پهلوی تولید به ظهور میرسد.

آمادگی دقیق تولید، کنترول متواتر کمیت و کیفیت تولیدات، کوتاه ساختن مدت دوران تولید، استفاده اقتصادی از عوامل تولید، در نظرداشت نوسانات فروش و تهیه موضوعاتی اند که بدون سنجش دقیق مصارف تولید را خیلی بلند می برد. پس گفته می توانیم که تولید و مصارف دو روی یک سکه بوده و در تحلیل اقتصادی لازم و ملوم یکدیگر شمرده می شوند.

در تولید ترکیب عوامل آن به گونه ای درست از موضوعات بسیار مهم و اساسی به شمار میرود که به صورت مختصر بدانها پرداخته میشود.

عوامل تولید:

عوامل تولید عبارت از امتعه ای است که به کمک آن در چوکات یک سیستم تولید در یک دوره معیین تولید صورت میگیرد. یعنی عوامل تولید امتعه ای است که به منظور استحصال تولید خدمت مینمایند. عوامل تولیدی که از مارکیت ها(خارج تصدی) تهیه میشوند، بنام عوامل اولی یاد میشوند. در حالیکه عوامل ثانوی عبارت از امتعه و خدماتی است که در چوکات سیستم تولیدیکه بوجود آمده اند دوباره در همان جا به حیث عامل تولید استفاده میگردند.

در یک پروسه تولیدی باید مقدار و تعداد عوامل تولید را که به منظور تولید لازمست اندازه گیری نمود. ولی در عمل مشکل خواهد بود تا تمام عوامل تولیدی را که در پروسه تولید سهم گرفته اند، تثبیت کرد. مثلا در تولیدات زراعتی یکتعداد زیاد عوامل طبیعی(محیطی) مانند اقلیم، کیفیت زمین و غیره حاوی اهمیت بوده که به مشکل میتوان همه ای این عوامل را باتمام جزییات تثبیت و اندازه گیری نمود. در عمل همان عوامل تولید در نظرگرفته میشوند که قابل تثبیت بوده و از نگاه اقتصادی و تخنیکی دارای اهمیت اند.

تفکیک عوامل تولید بر مبنی اقتصاد تصدی و ملی:

معمولاً در اقتصاد ملی از سه عامل تولید یعنی کار، زمین و سرمایه صحبت میشود که دو عامل اولی منحیث فکتور های اساسی و عامل سومی منحیث عامل اشتقاقی معرفی میشود.

چون عملیه تولید تصدی از پروسه تولید اقتصادی ملی متفاوت است، از این سبب عوامل تولید در اقتصاد تصدی به گونه دیگر تقسیم و طبقه بندی گردیده است که این طبقه بندی و تصنیف قرار ذیل است:

1-     عوامل ارشادی

2-     عوامل اساسی

3-     عوامل اضافی

عوامل ارشادی در برگیرنده مدیریت تصدی پلانگذاری، سازمان دهی و کنترول میباشد، در حالیکه عوامل اساسی فعالیت کار بشری، وسایل تصدی و مواد را در بر میگیرد. عوامل اضافی فعالیت های دولت، فعالیت ها موسسات بیمه، فعالیت های اتحادیه ها، فعالیت های انستیتوت های کریدتی و غیره را در بر دارد. توضیحات فوق را میتوان چنین خلاصه نمود:

عوامل اساسی:

کار بشری

وسایل تصدی

مواد

عوامل ارشادی:

میریت تصدی

پلانگذاری

سازمان دهی

کنترول

عوامل اضافی:

فعالیت های دولت

فعالیت های موسسات

فعالیت های اتحادیه ها

فعالیت های انستیتوت های کریدتی

ضریب تولید:

ضریب تولید در پیدا نمودن ترکیب مساعد عوامل تولید دارای اهمیت زیاد بوده و مفهومی را افاده می نماید که یک عامل معین و مشخص تولید با چه مقدار در استحصال یک واحد معین و مشخص تولید شده سهیم است. یا به عبارت دیگر ضریب تولید سهم عامل تولید را در حاصل نشان می دهد. فرض می نماییم که در تولید یک جوره بوت ازچهارم حصه کیلوگرام چرم، شش ساعت کار دستی و دو ساعت کار ماشینی استفاده گردیده است که در این صورت ضریب تولید سهم مواد، کار انسانی و کار ماشینی را در تولید یک جوره بوت نشان میدهد.

عوامل تولید تحدیدی یعنی عواملی که با مقدار تولید دارای یک رابطه مستحکم تخنیکی بوده و مقدار معین عوامل برای تولید معین ضرورت می باشد، ضریب تولید ثابت میداشته باشند در حالی که عوامل تولید تعویضی که در آن رابطه معین و ثابت بین عامل و حاصل وجود ندارد دارای ضریب تولید متحول اند.

چون اساس تولید را ترکیب کمی و کیفی پروگرام عوامل تولید تشکیل می دهد پس در عوامل تعویضی تولید نتیجه تصامیم متصدی در تعیین و تثبیت ضریب تولید موثر است. ضریب تولید نه تنها در بین تصدیها بلکه حتی در یک تصدی نیز به ارتباط تولیدات مختلف به صورت متفاوت می باشد زیرا در این مورد مصارف تمام شد رول عمده داشته و آن طریقه تولیدی انتخاب می گردد که دارای مصارف اصغری باشد.

ضریب تولیدی که بعضاً منحیث یک نسبت معین عامل و حاصل تعریف می گردد در تعیین میتود تولیدی مهم بوده و علاوتاً در پیدا نمودن ترکیب مساعد عوامل تولید از ترکیبهای متنوع متصوره کمک جویی می نماید. اگر در پروسه تولید تغییراتی که باعث تغییرات در ضریب تولید می گدند در تصامیم متصدی گنجانیده شده باشد در این صورت تحلیل ترکیب عوامل تولید شکل داینمک یا متحول را دارا بوده و اگر وضع بر عکس آن باشد تحلیل یک شکل ساکن را دارا می باشد.

رابطه تولید و مصارف:

طوری که قبلا تذکر داده شد در اثر ترکیب عوامل تولید، امتعه و یا خدمات تولید میگردد. اگر عوامل تولید متذکره قیمت گذاری گردند در این صورت مصارف عوامل تولید که در حقیقت مصارف تولید است به دست می آید. به همین ترتیب اگر امتعه تولید شده به قیمت بازار قیمت گذاری گردد از حاصل تولید صحبت می شود. از اینجاست که مصارف قیمتهای عوامل تولید را نشان می دهد وحاصل قیمت فروش امتعه تولید شده نامیده میشود.

پیدا نمودن مصارف عوامل تولید در عمل ساده می باشد چه وقتی که قیمت هرعاملی همرای مقدار استفاده شده عامل مذکور ضرب گردد حاصلضرب جمیع عوامل تولید مصارف تولید را نشان میدهد. نا گفته نماند که سنجش تمام مصارف به این سادگی صورت نگرفته بلکه بعضی از مصارف از لحاظ مشکلات تعیین  سهم شان در تولید تخمین میگردد. به همین ترتیب پیدا نمودن حاصل تولید کار مشکل نبوده و از حاصل ضرب مقدار و قیمت امتعه تولید شده به دست می آید.

قیم عوامل تولید که مارف عوامل مذکور و در نتیجه مصارف تولید را تشکیل می دهد در ترکیب عوامل تولید رول مهم داشته و متصدی کوشش می نماید تا عملیه تولید یک متاع معین را با قیمت تمام شد نازلترین به راه انداخته و از چنین عوامل تولید زیادتر استفاده نماید که قیمت نازلتر داشته باشد. فراموش نباید کرد که صرف عامل مصارف میار خوبی برای ترکیب عوامل تولید شده نمی تواند چه ممکن یک عامل تولید ارزانتر باشد ولی بالای کیفیفت تولید تأثیر منفی داشته باشد.

روی این اساس در تصامیم ترکیب عوامل تولید نه تنها مصار آنها بلکه در پهلوی آن تأثیر عوامل تولید بالای کیفیت متاع تولید شده نیز سهیم می باشد. به طور مثال مصارف کار کارگر فنی نسبت به کار کارگر غیرفنی به صورت عموم زیادتر است ولی ضرور نیست تا کار گر ماهر و فنی توسط کارگر غیر ماهر تعویض گردیده و صرف عامل مصارف مد نظر گرفته شود و یا وسایل مدرن و پیشرفته تخنیکی شاید مصارف تولید را نسبت به وسایل کهنه و قدیمی بلند ببرد اما در صورتی که باعث بهتر شدن کیفیت تولید گردد این مصارف اضای قابل قبول می باشد. حاصل و مصرف عوامل تولید طوری با هم رابطه مستقیم دارند که علمای علم اقتصاد تصدی به آنها یک رابطه تابعیت را قایل اند که البته این رابطه از لحاظ کمی صدق نموده ولی از نگاه کیفی قابل شک و تردید است. به این مفهوم که اگر عوامل تولید زیادتر به کار روند، تولید و در نتیجه حاصل متناسب به آن ازدیاد می یابد مگر در صورت عین عوامل تولید با کیفیبت بهتر نیز امکان ازدیاد تولید و در نتیجه ازدیاد حاصل متصور است.

انواع و اشکال تولید:

الف- رابطه تولید، فروش وگدام

چنانچه قبلا اشاره شد تحقیق مارکیت مقدار تخمینی امتعه قابل فروش تصدی را تثبیت نموده و پلان فروش آن را احتوا می نماید. به تعقیب آن پلان تولید که مشتمل بر پلان پروگرام تولید و پلان عملیه تولید است طرح گردیده و به اساس آن ضرورت عومل تولید و تعیین میتود تولیدی برای انواع و اشکال مختلف تولیدات تعیین میگردد.

میتود تولید این معنی را افاده می نماید که در تولید به چه پیمانه از نیروی کار با ماشین آلات و یا هر دو استفاده شده و هم تناسب آنها به کدام اندازه باشد. بر علاوه تصمیم این مسأله را نیز شامل می شود که ماشین آلات خود کار، نیمه خود کار و یاماشین آلات دستی به چه پیمانه و چه تناسب انتخاب گردد. از این سبب موثریت پروسه تولید وابسته به چنین تصامیم و اداره می باشد. اداره تولید تابع نوع و شکل تولید باید با اداره تولید مطابقت تام داشته باشد.

درعمل دیده میشود که تولید منفرد، تولید(سیریل)، تولید کتلوی، تولید ورکشاپی و غیره از نگاه شکل اداره مختلف بوده و اداره تولیدی با مشخصات تولیدات عیار ساخته میشود. نوع تولید تعیین می نماید که آیا مقدار تخمینی قابل فروش باید به حیث اساس ظرفیت تولیدی قرار داده شود و یا اینکه ظرفیت تولیدی از نگاه مصارف مهم بوده وفروش باید به آن مطابقت داده شود.

اکثرا فروش اساس تولید را تشکیل داده و بعضا تولید نیز منحیث اساس فروش قرار داده میشود. در هردوصورت فوق الذکر مشکلات گدام با مصارف مربوطه آن(مصارف ربح سرمایه، مصارف بیمه، کرایه گدام، مصارف انرژی، ضایعات، نگهداری) جلب توجه می نماید.

تصدیهایی که در موعد معین، مقدار فروش معین دارند، برای شان آسانتر است تا مقدار تولید خود را با فروش تخمینی مطابقت دهند ولی یک تعداد تصدیهایی وجود دارند که فرششان تابع نوسانات موسمی، نوسانات تقضا، نوسانات در تهیه مواد خام و امثال آن بوده و مجبوراً باید گدام ذخیره داشته باشند. از بین بردن این معضله در عمل طوری صورت می گیرد که در وقت کاهش فروشات متاع گدام گردیده و در وقت افزایش فروش از گدام استفاده به عمل آمده و یا اینکه فروش متوسط هفته وار، ماهانه و یا سالانه تثبیت گریده و به اساس آن تولید امتعه صورت می گیرد.

به هر صورت انصراف از گدام نا ممکن بوده و متصدی باید مقدار مساعد تولید و فروش را دریافت نماید. مقدار مساعد تولید و فروش نظر به تولیدات فرق می نماید که اینک به ارتباط انواع و اشکال تولیدات تذکر داده میشود.

ب- تولید منفرد:

از تولید منفرد وقتی صحبت می شود که از یک شی معین صرف یک واحد در یک زمان معین تولید شده و در زمان بعدی شی دیگر ویا همان شی با تفاوت زیاد از شی اولی تولید گردد مثلاً ساختن بند و انهار، ساختن پلها، شفاخانه ها، کشتیهای بزرگ، کوره های ذوب آهن مخصوص و غیره.

مشخصه عمده این شکل تولید این است که تکرار درعملیه تولید به ملاحظه نرسیده و ارگ تکرار قسمی به ظهور رسد بازهم کدام نوآوری در استفاده عوامل تولید و تغییرات قسمی یا کلی در خود تولید دیده میشود. همچنان متصدی ضرورت ندارد تا پروگرام ثابت تولیدی داشته باشد زیرا که تولید برای مارکیت صورت نگرفته بلکه به اساس فرمایش تقاضا کننده صورت میگیرد.

عدم تکرار عملیه تولید یک معضله بزرگ را با خود بار می آورد و آن این است که هر بار باید یک مدل جدید طرح گردیده، ماشین الات و کار گران باید شکل همه کاره را داشته باشد.

محل تأسیس تصدیهایی که با تولید منفرد سر وکار دارند ثابت نبوده و سمعمولا محل تأسیس محل تولید میباشد.

تولید منفرد دارای نواقص زیاد بوده که عمده ترین آن عبارت اند از:

1-     کار مقدماتی فوق العاده زیاد و بالاثر مصارف زیاد را ایجاب می نماید.

2-     به کار انداختن ماشین الات همه کاره که نسبتا قیمت باها بوده ایجاب نموده و به این ترتیب مصارف تولید را بلند میبرد.

3-     عدم توازن در استفاده از ظرفیت ماشین آلات و ایجاد ظرفیتهای خالی بین تولیدات مختلف.

4-     نگهداشت بزرگ ذخایر مواد نیمکاره و مواد خام با مصارف مربوطه آن.

5-     به وقوع پیوستن خلاها در پلانگذاری و اداره تصدی.

6-     عدم توانایی در تعیین ضرورت عوامل تولید.

ج- تولید سیریل

علامه مشخصه تولید سیریل این است که از یک و یاچند امتعه به اندازه محدود تولید گردیده و اختلافات تخنیکی بین هر سیریلی به ظهور می رسند. مثال بر جسته تولید سیریل تولید انواع مختلف موتر ها است که توسط یک تصدی واحد تولید می شوند. فابریکه موتر سازی بایر در آلمان فدرال موتر های((B.M.W و میرسیدیز بنز را به انواع و اشکال مختلف تولید می نماید که هر نوع آن تخنیک تولیدی علیحده را دارا بوده و تولید هر نوع آن به نام تولید سیریل یاد می شود.

این نوع تولید نیز دارای نواقص و مزایای ذیل می باشد.

1-     نقض مهم تولید سیریل در آن است که بعد از سیریی وسایل تولید باید برای سیریی دیگر آماده گردند که این کار وقت عاطل را بار آورده و مصارف تولید را بلند میبرد.

2-     تغییر ماشین آلات مدت مقدماتی زیادی را ضرورت داشته و بنابر آن از شروع تولید باعث مصارف میگردد.

3-     تعیین سیریل مناسب و مساعد کار مشکل بوده، کمبودی در آن تقاضا را مرفوع نساخته و ازدیاد در آن باعث مصارف

گذام و بعضاً در صورت تغییر مود با عث عدم فروش امتعه می گردد.

4-     ضرورت به چنین کار گران ماهر که در چند رشته معلومات و مهارت داشته باشند، نقض دیگر این نوع تولید به شمار میرود.

مزیتهای تولید سیریل

1-     پرزه جات ستندرد شده قبلا تولید گردیده و عملیه تولید را سریعتر می سازد.

2-     عیار ساختن تولید تصدی با تقضا نسبت به انواع دیگر تولیدات سهلتر است.

3-     هر قدر سیریل بزرگتر باشد به همان اندازه مصارف ثابت فی واحد سیریل کمتر میگردد.

4-     بدون آنکه ماشین الات جدید تهیه گردد تغییرات انها نوع جدید تولید را مهیا میگرداند.

5-     چون فیصدی زیاد تصدیهای صنعتی شکل تولید سیریل را دارا میباشد بنا بر آن تجارب کافی استفاده مساعد از این نوع تولید موجوداند.

6-     طرح و تطبیق پلان تولیدی از نگاه مکان و زمان اسانتر است.

اینکه تعداد هر سیریل چند باشد سوالی است معقول، اما جواب آن نسبتاً مشکل است. گرچه بعضی از میتودهای الجبری آن را به سهولت تعیین می نماید ولی نتیجه ان در عمل موثر نیست چه تعیین مساعد مقدار سیریل مربوط به عوامل مختلف مانند ظرفیتهای در دست داشته، پیشرفت تخنیکی، تغییر تقاضا، قوه خرید مستهلکین و غیره می باشد که هم این عوامل شکل متحول داشته و بالای حجم سیریل تاثیر مستقیم دارند.

در تولید سیریل از ماشین آلات زیاد نسبت به تولید منفرد کار گرفته شده و هم در پهلوی کار گران ماهر و فنی کار گران غیر فنی کار می نمایند. فعالیت کار گران غیر فنی زیادتر در ساحه ساختمانی به ظهور میرسد.

د- تولید کتلوی:

در تولید کتلوی از یک متاع معین بدون وقفه به اندازه فوق العاده زیاد تولید گردیده و عملیه تولید ان شکل دوامدار می داشته باشد. همچنان شده میتواند که دو یا زیادتر از دومتاع نیز در پروسه تولید کتلوی جاداشته باشند. این موضوع زیادتر در تصدیهایی که با مواد و تولیدات کیمیاوی سر وکار دارند صدق مینماید زیرا که بسیاری از تصدیها تولید کننده مواد کیمیاوی زمانی که یک متاع معین را تولید می نمایند، مجبوراً باید آمادگی برای تولید ضمنی این امتعه نیز داشته باشند مثلا در تولید گاز روشنی، گاز آمونیاک کوکس، قیر و غیره نیز خواهی نخواهی تولید می گردد.

تصدیهای نسبتاً زیاد وجود دارند که به شکل کتلوی تولید می نمایند مثلاً تصدیهای شکر سازی، تصدیهای سمنت سازی، تصدیهای سیگریت سازی، تصدیهای بریکت سازی و غیره از این نوع تصدیها به شمار میروند.

تولید کتلوی دارای مزایای زیاد بوده و مهمترین آنها عبارت اند از:

1-     چون عین مواد خام به مقادیر زیاد به کار میرود بنابرآن تهیه آن با تنزیل و تخفیف همراه بوده و مصارف تولید را کمتر میسازد.

2-     آمادگی مقدماتی تولید محض یک مرتبه بوده و وقت عاطل تولید چندان به ظهور نمی رسد.

3-     چون تولید به مقدار زیاد صورت می گیرد لذا مصارف تمام شد ثابت فی واحد آن شکل نزولی دارد.

4-     ماشین آلات تولید یکنواحت به کار رفته و قیم شان نسبتاً نازل می باشد.

5-     کارگرانی که باید در چندین رشته مهارت داشته باشند ضرورنبوده بنابرآن تعویض شان کار آسان است.

6-     تولید به شکل نوار متحرک و یاخودکار صورت گرفته و مصارف ترانسپورت داخل تصدی شکل اصغری می داشته باشد.

نواقص تولید کتلوی:

1-     چون پروسه تولید با هم بسته است لذا جزیی ترین اخلال در آن باعث اخلال کلی می گردد.

2-     چون پروسه تولید قطع نمی گردد لذا مقدار اضافه تر به کدام ضرورت داشته و بالای قیمت تمام شد تأثیر وارد می نماید.

3-     تهیه مواد خام باید توسط قرارداد های درازمدت تضمین گردد که تخمین نوسانات قیم و بالاثر پلانگذاری آن مشکلات را بار می آورد.

پیشرفت علم و تخنیک زمینه آن را مساعد گردانیده است تا اکثر تولیداتی که قبلا به شکل سیریل یا به شکل سورتی تولید میگردیدند. شکل تولید کتلوی را به خود گرفته و از به وجود آمدن وقت عاطل تولید در اثر تغییر ماشین آلات برای سیریل و یا سورت جدید جلوگیری گردد.

چون تولید کتلوی تابع تنظیم سلسله ماشینها است لذا کشوشش می شود تا سلسله های متذکره کوتاه تر گردیده و تغییرات درانها باعث آن گردد تا در تولید سیریل نیز از آن استفاده گردیده و هم توسط این امر از اخلال تمام جریان تولید، در صورت اخلال قسمی در سلسله ماشینها خود داری به عمل آید. از اینجاست که لوفهل هولخ تولید کتلوی را به دو حصه تقسیم نموده و برای هریک آن مثالهای مشخص را ذکر می نماید. از نگاه این عالم تولید کتلوی به شکل ابتدایی(طبیعی) و به شکل ثانوی(تخنیکی و اداری) به ظهور میرسد. مثالهای شکل اول عبارت از معادن، موترسازی، بسیاری از تصدیهای تولید مواد کیمیاوی و غیره بوده در حالی که مثالهای شکل دوم آن عبارت از رادیو سازی، یخچال سازی، لباس سازی و امثال آن میباشد.

ه- تولید سورتی:

تولیداتی که از نگاه محتوای مواد و تولید آنها با هم شباهت داشته و به مقدار نسبتا زیاد ولی کمتر از تولید کتلوی تولید گردند، به نام تولید سورتی یاد میشوند. این نوع تولید مانند تولید سیریل مقتضی تغییرات وسایل به طور وقفی غرض عیار ساختن ماشین آلات برای سورت جدید می باشد. تولید شکل دوامدار نداشته و در وقفه های معین اخلال می گردد.

با وجودیکه برای تولید سورتی از یک نوع ماشین آلات کار گرفته میشود ولی با آنهم آمادگی مقدماتی هر سورت یک مدت عاطل کار و وسایل را ضرورت دارد. برای اینکه مدت عاطل متذکره کمتر گردد لازم است تا از هر سورت به مقدار نسبتاً زیاد تولید گردد. معضله این میتود موضوع گدام و مصارف مربوط آن می باشد چه فروش سورت زیاد ممکن در پلان گنجانیده نشده باشد ولی تولید آن صورت گیرد. لذا وظیفه متصدی این است تا مقدار سورت مطلوب را قبلا دریافت نموده و در تولید آن اقدام نماید. اگر یک تصدی پیراهنهای مردانه، زنانه، طفلانه و غیره را از تکه های مختلف تولید نماید مجبور است تا برای تولید هر کتگوری آمادگی علیحده بگیرد که این نوع تولیدات عبارت از تولیدات سورتی می باشند. به همین ترتیب تصدی بوت سازی با آنواع مختلف بوتها و تصدی دریشی سازی با انواع مختلف دریشی سرو کار دارند که تولیداتشان برای هر کتگوری اشخاص شکل سورتی میداشته باشد.

نواقص و مزایای تولید سورتی با نواقص و مزایای تولید سیریل شباهت داشته و هم پروسه تولید مشابه را دارا می باشند به این تفاوت که در تولید سیریل ساختمان هر پروسه تولید از نگاه تخنیکی علیحده بوده و تولید یک سیریل توسط ساختمان تخنیکی تولید سیریل دیگر مسیر نیست، در حالی که در تولید سورتی از عین ساختمان تخنیکی تولید با کیم تغییرات برای اهداف تولید سورتی مختلف استفاده میشود. تعیین و تثبیت سورت مساعد از یک طرف مربوط به مصارف امتعه و استفاده دارایی سیال و از جانب دیگر مربوط به تقضای مارکیت است زیرا که ازدیاد یک سورت مشخص مصارف تولید را پایین آورده در حالی که نبودن تقاضا هم چنان خطر تغییر تقاضا در اثر تغیییر مود در تولید سورتی نسبت به انواع و اشکال دیگر تولیدات زیاد تر به مشاهده رسیده و توجه جدی متصدی را ضرورت دارد.

و- تولید ورکشاپی:

مشخصه ای عمده تولید ورکشاپی این است که تولید در محلات مختلف کار صورت گرفته و تقسیمات وسایل فعالیتگاهی دارای عدم تسلسل می باشد. در این نوع تولید یک طریقه واحد تولیدی وجود نداشته و حرکت امتعه تولید شده توسط محلات مختلف که درانها ماشین آلات و نیروی کار وجود دارند، تعیین میگردد. تولید ورکشاپی مصارف تولیدی که به ترانسپورت داخلی ارتباط میگیرد، فوق العاده بلند میبرد زیرا که خط السیر اتعه توسط خط السیر محلات تولید قسمی تعیین و تثبیت می شود.

تصدیهایی که با تولید ورکشاپی سرو کار دارند، مجبور اند تا محلات کار تولید را طوری تنظیم نمایند که مصارف ترانسپورتی به حد اثل ان برسد. تجربه عملی نشان داده است که مصارف ترانسپورتی به حد اقل آن برسد. تجربه عملی نشان داده است که مصارف ترانسپورت تولید ورکشاپی به صورت عموم بلند تر از مصارف ترانسپورتی انواع دیگر تولیدات و باللخص تولید خود کار و تولید نواری می باشد.

نقیصه مهم دیگر تولید ورکشاپی این است که مدت عاطل کار، وسایل و آمادگی فوق العاده زیاد بوده و عملیه های مختلف تولید مدت انتظار را ضرورت دارند. تولید ورکشاپی ایجاب گدامهای بینی بزرگ را نموده و مصارف تاسیس زیادی را با می آورد.چون عملیه تولید ورکشاپی معمولاً نسبت تشکیلات مغلق پروسه تولید استفاده میشود چه بعضی تولیدات بدون تشکیل ورکشاپی مشکل به نظر میرسد.

ماشین آلات که در تولید ورکشاپی به کار میروند بالعموم شکل چندین عملیاتی داشته که این امر در مهارت و تخصص کرگران در تولیدات مختلف کمک می نماید. بر علاوه اگر از طریقه مزد اکورد فی واحد و یا اکورد و قتی استفاده شود نقیصه عدم کنترول پروسه تولید نیز تا اندازه ای بر طرف میشود.

در تولید ورکشاپی از گروپهای مختلف ماشین آلات استفاده گردیده و هر گروپ آن وظایف مشخص را به عهده دارند، این نوع تولید زیادتردر تولیدات منفرد به مشاهده میرسد.

 

نوشته شده توسط ستاد انتخاباتی استاد محمد عالم اخلاقی در 19:42 |  لینک ثابت   •